تبليغاتX
دامنی از گل

 

تاريخ ادبيات ايران و جهان  (۱)

 

 

قسمت اوّل: تاريخ ادبيّات ايران

درس اوّل     خط و زبان

تاريخ پيدايي خط، به درستي معلوم نيست. اين اندازه روشن است كه نخستين نوشتارهاي انسان، بسيار ساده و ابتدايي بوده است؛ به اين معني كه با  طرزي به دور از ظرافت تصوير چيزها را مي­كشيدند و به اين ترتيب مقصود خود را به ديگران مي­فهماندند. به اين نوع خط « خط تصويري »‌ مي­گويند.

خط تصويري به تدريج تكامل پيدا كرد و پس از گذشتن از مرحله­ علامت­نويسي (معني نگاري) به مرحله­ي الفبايي قدم گذاشت. الفبا براي اولين بار در ميان فنيقيها، كه در سرزمين فنيقي (لبنان كنوني و حوالي آن) سكونت داشتند، رواج پيدا كرد و از آنجا به ساير جاها پراكنده شد. ايرانيان در دوره­ پادشاهي مادها، علامتهاي ميخي بابلي را اقتباس كردند و مانند فنيقيها، از آن الفبايي مستقل ترتيب دادند.

خط ميخي: الفبايي را كه ايرانيان در عهد باستان به كار مي­بردند، خط ميخي نام نهاده­اند. اين نام گذاري از آن جهت بوده­ است كه براي نوشتن آن از ميله­ آهني كوچك يا چوبي شبيه به ميخ استفاده مي­كردند و خطهايي كه با آن بر لوحه­هاي گلي نقش مي­كردند شبيه به ميخ بود.

اين خط كه مي­توان آن را خط « هجايي » ناميد، داراي سي و شش حرف (هجا) بود و از چپ به راست نوشته مي­شد.

خط اوستايي: تاريخ اختراع خط اوستايي را اواخر دوره­ ساساني دانسته­اند. از اين خط براي نوشتن متون ديني مربوط به آيين زردشتي، به ويژه كتاب اوستا استفاده شده است. اين خط از راست به چپ نوشته مي­ شد و چهل و چهار حرف داشت.

خط پهلوي: خطي را كه ايرانيان در عصر اشكاني و ساساني به كار مي­برند و تا چند قرن بعد از اسلام هم به كار مي­رفته است، خط « پهلوي» مي­نامند. كلمه­ي «پهلوي» اصلاً‌ از واژه­ي «پرتو» گرفته شده كه اسم قوم اشكاني بوده است.

خط پهلوي كه قسمت عمده ادبيات پارسي ميانه بدان نوشته شده داراي اصلي آرامي (يكي از خطوط سامي) است. اين خط بيست و دو حرف (هجا) داشته و به مانند اوستايي از راست به چپ نوشته مي­شده است.

 ب) زبان

زبان ايرانيان پيش از اسلام كه مادر و ريشه­ زبان روز ايران است پارسي (فارسي) ناميده مي­شود. اين زبان از شاخه­ زبان­هاي هندو اروپايي است و به سه دوره­ي جداگانه تقسيم مي­شود :

1. فارسي باستان: كه در دوره­ي هخامنشي رايج بوده و فرمانها و نامه­هاي شاهان به آن زبان نوشته مي­شده است.

2. فارسي ميانه (پهلوي): زبانهاي ايراني ميانه به دو گروه عمده­ شرقي و غربي و هر كدام از اين دو گروه خود به دو شاخه­ي شمالي و جنوبي تقسيم مي­شوند: شاخه­ شمالي از گروه غربي را «پهلوانيك » (پارتي) و شاخه­ جنوبي از گروه غربي را « پارسي ميانه »‌ مي­گويند. از شاخه­ شمالي يا پهلوانيك آثار زيادي در دست نيست اما از شاخه­ي جنوبي (پارسي ميانه) نگارشته­ها و نوشته­هاي بسيار موجود است.

3. فارسي نو: پس از ورود اسلام به ايران زبان فارسي با استفاده از خط (الفبا) عربي به مرحله نويني گام نهاد كه در اصطلاح بدان فارسي نو (دري) گفته مي­شود.

 پيوستگيهاي فرهنگي و ادبي دوره­ ساساني با عصر اسلامي

نوشته­هاي پارسي ميانه كه از روزگار ساسانيان به دست ما رسيده است. تنها بخشي از ادبياتي است كه در آن زمان وجود داشته است. آثار فراوان ديگري به پارسي ميانه وجود داشته كه مصنّفان اسلامي از آنها نام برده­اند. برخي از آنها را هم به زبان عربي ترجمه كرده بودند.

از مهم­ترين اين نوشته­ها مي­توان كتاب «خداي نامه»‌ را نام برد كه در اواخر عهد ساساني پديد آمد و در نخستين سده­هاي اسلامي چند بار به عربي ترجمه شد.

از روي ترجمه­هاي خداي نامه «سيرَالملوك» ‌ها و «شاهنامه» هاي متعددي پرداخته شد كه يكي از آنها شاهنامه­ي منثور "ابومنصور عبدالرزاق توسي" است. در كتابهاي اخلاقي و آموزش فارسي مانند قابوس نامه، بحرالفوايد، نصيحته الملوك و اخلاق ناصري از اندرز نامه­ها و پند نامه­ها و پندهاي عصر ساساني كم و بيش استفاده شده است.

در زمينه­ ادبيات داستاني، علاوه بر روايات پهلواني و تاريخي، وجود كتابهايي مانند هزار افسانه يا داستانهاي مربوط به خسرو و شيرين و هفت پيكر كه به دوره­هاي پيش از اسلام باز مي­گردد، گذشته­ي ادبي پرباري را نشان مي­دهند.

 زبان و ادبيات در ايران بعد از اسلام

در گذشته، دوره­هاي تاريخ ادبيات را بر مبناي سلسله­ها تقسيم بندي مي­كردند مانند: شعر دوره­ي غزنوي يا ادبيات دوره­ي مغول. اما امروزه سير ادبيات فارسي را بر منباي شاخصها و سنتهاي ادبي و با توجه به افراد شاخص و سنت­گذار تقسيم­بندي مي­كنند. منظور از شاخصها و سنت گذاران، افرادي هستند. كه مهمترين ويژگيهاي ادبي يك مقطع را مي­توان در آثار آنها پيدا كرد.

تقسيم دوره­هاي ادبي بر اين مبنا، لزوماً با تقسيمات سياسي، تاريخي و جغرافيايي همخواني و هماهنگي ندارد. گاهي شاعري كه از نظر زماني در دوره­اي زندگي مي­كند از لحاظ ادبي و فكري در دوره­ پس يا پيش از خود قرار مي­گيرد.

با توجه به همين اصل كلي و صرف نظر از جريانهاي تاريخي، قلمرو بحث اين كتارب را در باب ادبيات ايران بعد از اسلام به چند دوره تقيسم مي­كنيم.

خود آزمايي درس اول

1) الفبا، براي اولين بار در ميان كدام يك از اقوام و در چه زماني رواح رواج پيدا كرد؟

پاسخ: در ميان فنيقيها و حدود سه هزار سال قبل از ميلاد.

 2)چرا سلسه­هاي تاريخي و حوادث سياسي نمي­توان در تقسيم بندي اصل و مبنا قرار گيرد؟

پ: زيرا سلسله­هاي تاريخي و حوادث سياسي و اجتماعي فقط مي­توانند سير تحول و گذرا يك دوره را به دوره­اي ديگر، كند يا تند كننده ولي هرگز در اين تقسيم بندي اصل و مبنا قرار نمي­گيرند.

 3) اوستاي موجود از چه كتابهايي تشكيل شده است؟

پ: اوستاي موجود از پنج كتاب ب ه نامهاي يسنا، يشتها، و يسپرد و نديدا و خرده اوستا تشكيل شده است كه جملگي حاوي نيايش اهورا مزدا، خداي بزرگ و بي­همتا. ايزدان و فرشتگان، ستايش پاكي و نيكي و راست كرداري، نكوهش ديوان و اهريمنان و همچنين دستورها و احكام و ذكرهاي مذهبي است.

 4) خداي نامه چيست و منشأ و سرمشق چه نوع آثاري است؟

پ: كتابي مهم است كه در اواخر عهد ساساني پديدآمد و در نخستين سده­هاي اسلامي چند بار به عربي ترجمه شد و از روي ترجمه­هاي آن سيرالملوك ها و شاهنامه­هاي متعددي پرداخته شد كه يكي از آنها شاهنامه­ منثور ابومنصور عبدالرزاق توسي است. اين كتاب منشأ و سرمشق آثار تاريخ نويسي در دوره­هاي بعد شد.

 بخش اوّل      عصر پيش از رودكي

درآمدي بر عصر پيش از رودكي يا دوره­ شكل گيري زبان و فرهنگ جديد ايران (از سال 21 تا 250 هـ.ق)

سال 21 هـ.ق را از آن رو آغاز اين دوره قرار داديم كه در اين سال، امپراطوري عظيم ساساني كه از درون متلاشي شده بود. در برابر سپاه تازه نفس اسلام به زانو درآمد و در جنگ مهمي كه در حدود نهاوند،‌ ميان دو طرف رو ي داد. يزدگرد سوم آخرين امپراطور ساساني، شكست خورد و عربها اين نبرد را «فتح­الفتوح» ناميدند. از اين تاريخ به بعد نزديك به دويست سال، ايران از داشتن حكومت مستقل ملي محروم بود. با وجود اين جنگ و گريزهاي برخي از ايرانيان مخالف مانند المقنع به آفريد، بابك و كوشش ابومسلم خراساني، در برانداختن حكومت بني­اميه و هم تلاشهاي ايرنيان دانش دوست در فرآگرفتن زبان عربي و انتقال ميراث فرهنگي گذشته­ ايرانيان به دامن اسلام از طريق ترجمه­ي متون پهلوي به عربي، در سرتاسر اين دو قرن ادامه داشت تا اين كه ابتدا امراي طاهري و بعد از آنها سامانيان در شرق و شمال شرقي ايران حكومت هاي نسبتاً مستقّلي تشكيل دادند.

درس دوّم

پيشگامي ايرانيان

ايرانيان تنها در قلمرو علوم نقلي و ادبي پيشگام نبوده­اند. بلكه در زمينه­ علوم عقلي هم به دليل سابقه­ درخشاني كه پيش از اسلام در حوزه­ علمي گندي شاپور كسب كرده بودند. در صف مقدم قرار داشتند.

علل اصلي تأثير ايرانيان را در نقل و تدوين و نشر علوم در تمدن اسلامي، مي­توان چنين خلاصه كرد:

1-راه يافتن ايرانيان به دستگاه حكومت به ويژه در عصر عباسي و به دست گرفتن قدرت و امكانات دولتي.

2-چون ايرانيان، پيش از اسلام بر اثر رواج اديان و مذاهب مختلف باعث و تحقيق پيرامون مسائل ديني آشنا بودند. در دوره­ اسلامي نيز به مباحثات مذهبي­ رو آوردند و همين برخورد مذاهب و معتقدات با يكديگر عامل عمده­اي براي توجه كردن مسلمين به برخي از دانشهاي آن روزگار بود.

3-در فرهنگ ايرانيان علوم مختلف از قبيل رياضي، فلسفه و طب وجود داشت كه از فرهنگ يوناني يا هندي ترجمه و اقتباس شده بود و مدتها در گُندي شاپور تدريس مي­شد با ترجمه اين علوم به زبان عربي، روحيه علمي مناسب با آن هم به فرهنگ اسلامي انتقال يافت و به دليل زمينه­ مناسبي كه در دامان اسلام پيدا كرد، به شدت مورد توجه و استقبال قرار گرفت.

 شعوبيه

سياست بني اميه در مورد اقوام عجم (غيرعرب) و به ويژه ايرانيان، سخت ­گيرانه و از روي بي­انصافي بود. آنان سيادت را خاص اعراب و همه­ اقوام و ملل ديگر را بنده و فرودست خود مي­دانستند و با آنها همچون بندگان و افراد پست رفتار مي­كردند. اين سياست بر ايرانيان كه خود را از هر جهت از تاريان برتر مي­ديدند. بسيار گران آمد و آنان را به واكنش شديد و مقابله­ به مثل و ادار كرد. به اين ترتيب كه ابتدا با تمسك به آيه­ شريفه­: « اِناّ خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَراً وَ اُنْثي وَ جَعَلْنا كُمْ شُعُوبآً وَ قِبائلَ لِتَعارَ فوُا اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَالله اَتقَيكُمْ.» موضوع برابري عرب و عجم را مطرح كردند و تنها عامل امتياز بخش را «تقوا»‌ دانستند اما چون اعراب به اين امر راضي نشدند و همچنان به رفتار نادرست خود ادامه مي­دادند. با حالت پرخاش، موضوع برتري عجم بر عرب را پيش كشيدند و حتي در نوشته­ها و آثار خود در تحقير اعراب كوشيدند؛ اين گروه كه در دوره­هاي بعد نيز فعاليت داشتند « شعوبيه » ناميده شدند.

فارسي نو (دري) در ادامه پارسي ميانه

كلمه­ « دري»‌ به معني « درباري» و منسوب به «در»‌ (درباره درگاه) است و در اصطلاح، به زبان دولتي دستگاه ساساني اطلاق مي­شود. گويش دري دنباله­ پهلوي ساساني است و در آن عناصري از پهلوي اشكاني هم ديده مي­شود. اين گويش ابتدا در شرق ايران رايج بود اما در دوره­ بعد از اسلام، رسميت يافت و در امور اداري و براي نوشتن آثار ادبي به كار گرفته شد.

 خط عربي

به درستي روشن نيست كه خط عربي از چه تاريخي براي نوشتن فارسي به كار رفت. قديم­ترين كتابي كه به خط فارسي امروز در دست است كتاب « الابنیه عن حقایق الادویه»‌ است كه در سال 477 هـ.ق توسط اسدي توسي و در زمينه پزشگي تحرير شده است.

استفاده از خط عربي در زبان فارسي، زبان و فرهنگ توده­هاي مردم ايران را به ديانت مقدس اسلام نزديك كرد. اولين آثار شعر ونثري هم كه به زبان فارسي پديد آمد. در واقع همين خصلت را در خود منعكس كرده است.

 نخستين سخن سرايان فارسي

در ايران پيش از اسلام، چه بسا كه به همين زبان فارسي هم شعر وجود داشته است اما مبناي وزن در شعر پيش از اسلام با آنچه ما به عنوان «شعر عروضي» مي­شناسيم متفاوت بوده است؛ حتي از قرنهاي اوليه­ اسلامي هم اشعاري به لهجه­هاي محلي و گاه به فارسي دري موجود است كه در آنها مبناي عروض فارسي رعايت نشده است رواج شعر به شيوه عروضي از نيمه­ي اول قرن سوم هجري پيشتر نمي­رود و پيش از آن، اگر شعري هم وجود داشته، بر شيوه­ عروضي نبوده است.

تذكره نويسان از حكيم ابو­حغص سغدي و عبّاس مروزي به عنوان نخستين شاعران پارسي گوي نام برده و حتّي اشعاري را هم به اين دو نسبت داده­اند امّا اطلاّ­عات مربوط به آنها جنبه  تاريخي ندارد.

اوّلين نمونه­هاي شعر عروضي به زبان دري به اواخر دوره­ي طاهريان مربوط مي­شود. حنظله­ بادغيسي، از شاعران منسوب به آل طاهر است كه ديوان شعري هم بدو نسبت داده­اند. اما بيشتر بايد به قول مسلّم تاريخ سيستان اعتماد كرد كه نخستين شاعر پارسي گوي را محمّد بن وضعيت سيستاني معرّفي مي­كند. پس از او شاعران ديگر نيز به پارسي شعر گفتند. حمايت يعقوب ليث از شعر فارسي، به عنوان نقطه­ي عطفي در ادبيّات فارسي دري بايد مورد توجّه و تأكيد قرار گيرد و سال « 251 هـ­ . ق .» نقطه­ شروع شعر فارسي دري در دوره­ اسلامي، قلمداد مي­شود.

 خود آزمايي درس دوّم

1) فارسي نو (دري) را تعريف كنيد؟ درباره­ منشأ آن چه مي­دانيد؟

پ: كلمه­ داري به معني درباري و منسوب به در (دربار، درگاه) است و در اصطلاح، به زبان دولتي دستگاه ساساني اطلاق مي­شود.

پاسخ قسمت دوّم سؤال: دنباله­ي پهلوي ساساني است و در آن عناصري از پهلوي اشكاني هم ديده مي­شود.

 2) آيا مي­توان نخستين شاعر فارسي دري را مشخص كرد؟ چرا؟

خير ـ چون شعر در نزد تمام اقوام عالم، نا­گزير از زماني آغاز مي­شود كه انسان توانسته است شور و هيجان دروني خود را با كلام خيال انگيز و مؤثر بيان كند و براي چنين امري نمي­توان آغازي معيّن كرد.

 3) كدام منبع، محمّد بن وصيف را نخستين شاعر پارسي گو معرفي كرده است؟

پ تاريخ سيستان

4) قديم­ترين كتابي كه به خطّ فارسي امروز در دست است، چه نام دارد و در چه زمينه­اي تأ­ليف شده است؟ اين اثر به خطّ كيست؟

پ: الا­بنيه عن حقايق الادويه ـ در زمينه­ي پزشكي ـ اين اثر به خطّ اسدي توسي است.

بخش دوم

عصر رودكي

درآمدي بر عصر رودكي يا دوره­ي تغزّل و خرد آزمايي

عصر رودكي از نظر سياسي و تاريخي، هم زمان است با دوره­ي اوج و اعتلاي حكومت ساماني در ماورا­ء النّهر و خراسان كه بيش از صد سال دوام داشته است. بخارا عمده­ترين مركز فرهنگي به شمار مي­آمد و فقها و اديبان، آثار ارزنده­اي به پارسي و تازي پديد آوردند. از ديگر مراكز فضل و دانش و ادب، مي­توان سمرقند، مرو، توس، هرات و نيشابور، را نام برد.

 شعر در عصر ساماني

در اين عصر با ظهور شاعران بزرگي چون رودكي و شهيد بلخي، شعر دري با تمام ويژگيهاي زباني و مضموني خود، رو به گسترش نهاد.

كثرت شاعران در اين دوره و شاعر نوازي و ادب پروري امراي ساماني نشان مي­دهد كه بيشتر آنها، خود از درك زيبايي شعري بي­بهره نبوده­اند. از آن ميان، رودكي عنوان «پدر شعر فارسي» يافت و عظمت مقام او را بعضي از شاعران دوره­ي بعد مانند عنصري و فرّخي ستودند. طرز شاعري آنان بر سادگي لفظ و آساني معني استوار بود و بيشتر به بيرون و واقعيت حيات نظر داشتند.

موضوعات شعري، گذشته از وصف، بيشتر ستايش بود و اندرز و معاني تغزلي و احساسي و كمي هم مزاح. قالبهاي شعري، قصيده و قطعه و اندكي هم رباعي بود. محور فكري شاعران اين دوره خرد و تكيه بر دانش و فضيلت بود.

درس سوم

شهيد بلخي، خردمندي اندوهگين

ابوالحسن شهيد بلخي، از معاصران اميرنصر بن احمد ساماني و ابوعبداللّه جيهاني است كه بايد پيش از فردوسي، عنوان «شاعر خرد» را به او اختصاص داد. دانش شهيد افزون و خطّش نيكو بود و با فلسفه و كلام آشنايي داشت و به تازي و پارسي شعر نيكو مي­گفته است.

رودكي، شاعر غزل و خرد آزمايي

ابوعبداللّه، جعفر بن محمّد را از آن رو «رودكي» مي­گفتندكه در « رودك» يكي از روستاهاي سمرقند به دنيا آمده و در همان جا هم نشو و نمايافته بود. او در كودكي حافظه اي نيرومند داشت؛ چنان كه نوشته­اند در هشت سالگيقرآن را حفظ كرد و به شاعري پرداخت. قصيده­هاي رودكي در نهايت لطف و استحكام ومثنويهايش سنجيده و رقّت­انگيز بود. عنصري بر او رشك مي­برد: غزل را «رودكي­وار »نيكو مي­دانست و اعتراف مي­كرد كه غزل اورودكي­وار نيست. شاعران نزديك به روزگار او، او را شاعرينا­بينا مي­شناخته­اند اما از سخن خود او و به ويژه توصيفهاي دقيق و رنگارنگش، برنمي­آيد كه همه­ عمر را در كوري گذرانده باشد. او در سال 329 هــ . ق. در زادگاهشدر گذشت.

            آثار و اشعارشيوه­و شاعري رودكي

            از ديوان عظيم رودكي كه گفته­اند صد دفتر شعر بوده، بيش ازحدود هزار بيت بر جاي نمانده است. وي علاوه بر قصيده و غزل و قطعه و حتّي رباعي،چند مثنوينيز سروده است. مثنوي كليله و دمنه و منظومه­ سند­بادنامه،از آن جمله­اند و از آنها جز ابياتي پراكنده در دست نيست.

رودكي در سرودن قصيده­هاي مدحي و وصفي استاد بود و سبك وي،سبك خراساني يا تركستاني نام دارد و از خواصّ عمده­ آن، سادگي و در عين حال متانت واستحكام را مي­توان برشمرد. قصيده­ « پيري و ياد جواني » نمونه­ بارز اين گونه اشعار اوست.

تخيّل شعر رودكي بسيار نيرومند و زبانش ساده و روان و زندهو پرتپش است. توصيفهاي او طبيعي است و وي شعر فارسي را به كمالنسبي نزديك كرده است؛ از اين رو، برخي او را «پدر شعر فارسي» و «سلطان شاعران» لقبداده­اند. در شعر او شور و شادي، زهد و اندرز شكّ و يقين به هم در آميخته است. بااين حال او در مقابل غم و اندوه روزگار دلي قوي و فكري توانا دارد و در هر فرصتي،آدمي را به بردباري فرا مي­خواند.

           

خود آزمايي درس سوّم

1 ) از ويژگيهاي عمده­شعر شهيد بلخي دو مورد را ذكر كنيد؟

پ: 1 ـ شهيد به تازي و پارسي شعرمي­گفت.

 2 ـ اشعار او غالباً با چاشني فكرو فلسفه توأم شده است.

2) در باب رودكي گفته­اند: « شعر او را بر شمرده ره صد ­هزار را هم فزون آيد اگر چونان كه بايدبشمري » اين مطلب نشانه­ي چيست؟ از اين تعداد شعر، چه مقدار در دست است؟

پ: قسمت اوّل سؤال: نشانه­ ديوان عظيمرودكي است.

پ: قسمت دوّم سؤال: از اين تعداد شعر،بيش از حدود هزار بيت بر جاي نمانده است.

3) كدامين آثار توسّط رودكي به نظم در آمده است؟ آيا اين آثار در دست است؟

پ: قسمت اول: كليله و دمنه و منظومه­سند­باد نامه

پ : قسمت دوم: از آنها جز ابياتي پراكنده در دست نيست.

4) لقب « پدر شعر فارسي» خاصّ كدام يك از شاعران زير است؟

* الف ـ رودكيب ـ فرّخي ج ـ عنصري د ـ منوچهري

درس چهارم

بوشكور بلخي، شيفته­ دانايي

كودكي بوشكور، شاعر قرن چهارم هجري، با ايّام سالخوردگي رودكي سمرقندي و دوران كهولت وي با جواني فردوسي توسي مصادف بوده است. بوشكور از نظر مضمون و فكر و زبان و جلوه­هاي شعري، حدّ وسط رودكي و فردوسي به شمار مي­رود.

مهم­ترين اثر او مثنوي «آفرين نامه» كه سرشار از اندرز و حكمت است مي­باشد، كه جز ابياتي پراكنده چيزي از اين مثنوي به دست ما نرسيده است.

  كسايي، پرچمدار ادبيّات شيعه

دوازده سال از مرگ رودكي، شاعر پر آوازه­ قرن چهارم هجري مي­گذشت كه ابوالحسن كسايي (به سال 341 هــ . ق.) در مرو ديده به جهان گشود. دوران شاعري كسايي با اواخر عهد ساماني و اوايل كار غزنويان هم زمان بوده است. وي در آغاز كار، مدّاح پادشاهان بود امّا در ميانه­ عمر پشيمان شد و به پارسايي و اندرزگويي روي آورد. مذهب او شيعه­ دوازده امامي است و او را بايد پيرو رودكي و پيشرو ناصر خسرو، شاعر آزاده­ قرن و پنجم هجري دانست.

اشعار كسايي

ديوان كسايي ظاهراً تا قرن ششم هجري موجود بوده و بعد­ها از ميان رفته است. كساني كه ديوان او را ديده بودند، آن را كتابي مشحون به مدايح و مناقب پيامبر و آل و سرشار از زهد و پند و موعظه توصيف كرده­اند. او پيشگام شاعراني چون قوامي رازي (شاعر شيعي قرن ششم) و محتشم كاشاني (شاعر مرثيه سراي قرن دهم) است. يكي از قصيده هاي كسايي كه با اين بيت آغاز مي­شود. نخستين سوگ­نامه­ مذهبي فارسي است كه به موضوع فاجعه­ كربلا پرداخته است:

كسايي را « نقاش چيره دست طبيعت »هم گفته­اند.

خودآزمايي درس چهارم

1) مثنوي «آفرين نامه» از كيست؟

پ: از بوشكور بلخي

2) موضاعات شعري عصر رودكي كدامند؟

پ: موضوعات شعري، گذشته از وصف، بيشتر ستايش بود و اندرز و معاني تغزّلي و احساسي و كمي هم مزاح.

3) چرا كسايي را پرچمدار ادبيّات شيعه دانسته­اند؟

پ: زيرا مذهب او شيعه­ي دوازده امامي بوده و هم زمان با فردوسي به عنوان نخستين شاعر دل­بسته­ اهل بيت، درفش جانبداري و ستايش خاندان پيامبر را بر دوش كشيده است: مدحت كن و بستاي كسي را كه پيمبر بستود و ثنا كرد و بدو داد همه كار ...... و همچنين نخستين قصيده­هاي منقبت و مرثيه را بايد در ديوان كسايي جستجو كرد.

 4) عنوان «پدر شعر فارسي» به كدام شاعر نسبت داده شده است؟

پ: رودكي

 5) كدام شاعر را پيرو رودكي و پيشرو ناصرخسرو دانسته­اند؟

پ: كسايي

 6) اين ابيات سروده­ كيست؟

اي آن كه غمگيـنّ و سـزاواري                          واندر نهان، سرشك هـمي بـاري

رفت آن كه رفت و آمد آنكه آمد بود آن چه بود،خيره چه غم داري!

همواره كرد خواهي گيتـي را؟ گيتي اسـت، كيپـذيرد هـمـواري

پ: رودكي

بخش سوم عصرفردوسي

درآمدي برعصر فردوسي، دوره­ي حماسه­ ملّي و فردآرماني

سرزمين دوره ادب فارسي كه از نيمه­ سده­ چهارم تا نيمه­ سده­ پنجم (450-350 هـ.ق) طول كشيده است. عصر فردوسي يا عصر حماسه­ ملي وفرد آرماني نام نهاده­ايم.

آغاز اين دوره هم زماناست با اوج حاكميت سامانيان، در واقع، عصر انديشه­ استقلال ملي ايران است. بنابراين امراي ساماني با تأكيد بر ضرورت تأليف به زبان فارسي دري و گردآوري تاريخ و روايات گذشته­ ايران و همچنين با تشويق شاعران و نويسندگان و مؤلفان علوم و فنون، مي­كوشنددر ماوراءالنهر و خراسان بزرگ تركيب تازه­اي از هويت فرهنگي را كه عبارت است از بازيافتن انديشه­ ايراني در چارچوب فرهنگ اسلامي ترويج كنند. در آغاز اين دوره، هنوزبيش تر دانشمندان ايران به ضرورت، آثار خود را به عربي مي­نوشتند تا بتوانند درسرتاسر دنياي اسلام خوانندگان بيشتري پيدا كند ولي آن جا كه به قلمرو كار سامانيان مربوط مي­شد. بيشتر نويسندگان فارسي زبان به نوشتن به زبان فارسي تشويق مي­شدند.نثر هم در عصر سامانيان مانند نظم رو به ترقي گذاشت و در سال 346 هـ.ق به امرابومنصور محمدبن عبدالرزاق حاكم توس، داستانها و روايت زيادي مربوط به تاريخ گذشته­ايران فراهم شد و به صورت مجموعه­اي مستقل به زبان فارسي درآمد و به نام شاهنامه(شاهنامه منثور)، به عنوان نخستين اثر مستقل نثر فارسي در اختيار همگان قرار گرفت،كه چند سال بعد دقيق توسي و پس از او فردوسي نظم اين شاهنامه را به عهده گرفتند.

شعر اين دوره؛ بسيار اندك است ولي با اين حال، مي­توانداستحكام قالب و معني تنوع اوزان و قالبها، گونه­گوني مضامين و مايه­ها و خيالهاي شعري اين عصر را نشان بدهد. سنت داستان پردازي، منظومه سرايي اخلاقي و نظم حماسه­هاي ملي در اين دوره پايه گذاري مي­شود.

شعر اين عصر، منادي صلح وآرامش و رفاه و شادي است و از خصوصيات بارز آن نزديكي يه طبيعت. آميختگي با موسقيي،داشتن رنگ ملي و ايراني در برگيرنده­ مايه­هاي حكمي و اخلاقي و فقدان مايه­هاي عرفاني و آسماني است. محور فكري شعر اين دوره، عشق به حقيقت، برتري يافتن خير دربرابر شعر، بهروزي قوم ايراني و در نهايت، همه­ انسان­هاي حق طلب است.

نكته:

نكته­ اصلي جريان شعر در اين دوره، برحمايت از فرهنگ قومي و اهميت و اعتبار بخشيدن به زبان فارسي است.

در اين دوره، علاوه بر غزنه، توس به عنوان مهمترين فرهنگ شهر مورد توجه قرار مي­گيرد و سه شاعر حماسه سراي اين عصر،يعني دقيقي و فردوسي و اسدي از اين شهر برمي­خيزند و ادبيات مردمي در كنار ادبيات ستايشي شكل مي­گيرد.

درس پنجم

نثر فارسي و آغاز ادبيات تاريخي ديني

1)شاهنامه ابومنصوري

نخستين كتاب نثر فارسي است كه به دستور و سرمايه­ ابومنصور محمدبن عبدارزاق توسي، فراهم شد و به شاهنامه­ ابومنصوري شهرت يافت. موضوع كتاب. تاريخ گذشته­ ايران است. اصل اين كتاب متأسفانه از ميان رفته و تنها مقدمه­ آن كه حدود پانزده صفحه مي­شود. از طريق بعضي از نسخه­هاي خطي قديمي شاهنامه به دست ما رسيده است. علاوه بر اين شاهنامه، شاهنامه منثور ديگري به نام شاهنامه­ ­ابوالمؤيد بلخي وجود داشته كه به كلي از ميان رفته است.

2)ترجمه تفسيري طبري

دومين كتاب مهمي كه به نثر فارسي در زمان سامانيان فراهم آمده ­است و خوشبختانه تمام آن تا امروز برجاي مانده ترجمه­اي از يك تفسير قرآن است كه اصل عربي آن در سالهاي آخر قرن سوم به دست محمدبن جرير طبري، دانشمند ايراني، تأليف يافته است. اين ترجمه به دستور منصور بن نوح ساماني و توسط عده­اي از علماي ماوراءنهر انجام گرفت و آنچه امروز به نام ترجمه­ تفسير طبري در اختيار ماست، ترجمه و خلاصه­اي از همان تفسير محمدبن جرير طبري است كه در ميان سده­ چهارم هجري به پارسي ساده و استواري درآمده است. نثر كتاب، ساده و شمار لغات تاره­­ در آن بسيار كم است. همچنين اين كتاب نقطه­ آغازي براي نثر ديني فارسي به شمار مي­رود.

 3)تاريخ بلعمي

اين كتاب، در سال 352 هـ.ق توسط ابوعلي­بلعمي از روي تاريخ طبري (اصل آن عربي است.) ترجمه شد و ابوعلي بلعمي. اطلاعاتي ديگر راجع به تاريخ ايران بر آن افزود و همچنين با حذف مطالبي از اصل تاريخ طبري، آن را به صورت تأليفي مستقل درآورد كه به تاريخ بلعمي شهرت يافته است و از متون تاريخي مهم عصر ساماني به شمار مي­رود.

 4)الابنيه عن حقايق الادويه

اين كتاب را ابومنصور موفق هروي در خواص گياهان و داروها به نثر علمي فارسي در سال (366-350 هـ.ق)تأليف كرده است.

 5)هداية المتعلمين في الطب

پزشكي از مردم بخارا به نام، ابوبكر اَخَوَيْني بخارايي، كتابي در شيوه­ درمان بيماريها در نيمه قرن چهارم تأليف كرد و نام آن را هديةالمتعلمين في الطب گذاشت. در اين كتاب براي بسياري از اصطلاحات علمي واژه­هاي مناسب فارسي به كار رفته است.

 6)حدودالعام من المشرق الي المغرب

حدود العالم نخستين كتاب جغرافيا به زبان پارسي است و در سال 372 هـ.ق تأليف يافته و مؤلف آن معلوم نيست، اما نثر آن ساده و روان و موضوع آن جغرافياي عمومي، به ويژه جغرافياي سرزمينهاي اسلامي است.

 خود آزمايي درس پنجم

1) موضوع كتاب «‌الابنيه ... »‌ چيست؟ 

پ: موضوع آن علم داروشناسي است.

 2) آيا تاريخي بلعمي ترجمه­ي دقيق تاريخ طبري است؟ توضيح دهيد:

پ- خير زيرا، بلعمي، اطلاعات ديگري راجع به تاريخ ايران به دست آورد و بر آن فزود و با حذف مطالبي از اصل تاريخ طبري، آن را به صورت تأليفي مستقل درآورد.

 

3) چگونگي شكل گيري شاهنامه ابومنصوري را بيان كنيد؟

پ: به علت غلبه­ روح ايران دوستي و احساس نياز به هويتي مستقل به ويژه در خراسان آن روز- داستانها و روايات زيادي مربوط به تاريخ گذشته­ ايران فراهم شد و سرانجام در سال 346 هـ.ق به امر ابومنصور محمدبن عبدالرزاق حاكم توس، به صورت مجموعه­اي مستقل به زبان فارسي درآمد و به نام شاهنامه ابومنصوري به عنوان نخستين اثر مستقل نثر فارسي در اختيار همگان قرار گرفت.

 4)چند تن از حماسه سرايان مشهور را نام ببريد؟

پ: دقيقي، فردوسي، اسدي.

+ نوشته شده توسط گلچین در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 1:49 قبل از ظهر |

درس ششم

دقيقي در راه احياي حماسه ملي

طرز شاعري ابومنصور دقيقي توسي، در لفظ و معني ساده و طبيعي و از جهاتي شبيه به شيوه­ رودكي است. او نخستين كسي است كه پس از مسعودي مروزي به نظم داستانهاي ملي ايران اهميت گماشت و در واقع پيشواي فردوسي در اين كار بود.

دقيقي بر كيش زردشتي بود و ظاهراً‌ به امر نوح بن منصور ساماني مأموريت يافت تا شاهنامه­ي منثور ابومنصوري را به نظم درآورد اما هنوز ببيش از هزار بيت از آن را نسروده بود كه به دست غلام خود كشته شد (حدود 367 يا 369 هـ.ق): در حالي كه هنوز جوان بود و بخش عظيمي از داستانهاي شاهنامه ناسروده مانده بود.

  آثار و اشعار دقيقي:

از قصيده­ها و غزلها و قطعات دقيقي به مانند اغلب شاعران عصر رودكي، ابياتي پراكنده بر جاي مانده اما بسياري از آنها از ميان رفته است. وي در مدح و غزل، روشي استوار داشته­ است و در ضمن قصيده، از پندگويي و راهنمايي آدميان و ترويج صفات مردانگي خودداري نمي­كرده و گاهي ممدوح خود را به داشتن دليري و سخاوت و خرد برمي­انگيخته است.

 اثر جاويد و مهم دقيقي « گشتاسب نامه» است.

 فردوسي، خداوندگار حماسه و خرد

حكيم ابوالقاسم فردوسي، از ستارگان قدر اول آسمان ادب ايران است كه در يكي از سالـهاي 329 يا 330 هـ.ق در همان سالهايي كه شمع زندگاني رودكي، خاموش مي­شد در روستاي باژ (پاز كنوني) واقع در منطقه توس به دنيا آمد. فرودسي از نجيب زادگان و دهقانان توس بود. دهقانان، گروحي صاحب مقام و داراي املاك و اموال بودند و به سنت و فرهنگ ايران  دل بستگي بسيار داشتند و آن را به نسلهاي بعد از خود انتقال مي­دادند.

فردوسي در حدود سال 370 هـ.ق كار به نظم كشيدن شاهنامه را آغاز كرد و بيست و پنج يا سي سال در اين راه رنج كشيد. او مردي شيعه مذهب بود و دل بستگي­اش به ميراث قومي و فرهنگي ايران كهن، مانع از ارادت خالصانه­ي او به خاندان پيامبر (ص) و تعظيم تشيع نشد.

شاهنامه، عبارت است از همه­ تاريخ و فرهنگ ايران پيش از اسلام از نگاه فردوسي. فردوسي به دليل عدم رسيدگي لازم و نيز خشك ساليهاي پياپي، املاك خود را از دست داده و در راه نظم شاهنامه صرف كرده بود. به همين علت در اواخر عمر به اين انديشه افتاد كه كتاب خود را به نام محمود كند و از اين كار دو هدف عمده داشت:

1.با استفاده از نام محمود و امكاني كه او براي نسخه برداري از روي كتاب در اختيارش مي گذاشت، كتاب خود را از گزند حوادث حفظ كند.

2.او هم مانند بسياري از شاعران، از ثمر­ي عمر خود بهره­مند شود و وجه مختصري براي دوران پيري و ناتواني خود به دست آورد.

اما شاهنامه به دلايل زير مورد قبول و پسند خاطر محمود واقع نشد:

1.در شاهنامه به تركان كه اجداد محمود غزنوي بودند- روي خوش نشان داده نشده بود.

2. فردوسي شيه مذهب بود و چند جا در شاهنامه، ارادت خود را به خاندان پيامبر نشان داده بود؛ درحالي كه محمود سني متعصب بود.

3. فردوسي وزير ايران دويست عصر غزنوي يعني ابوالعباس اسفرايني را مدح گفته بود اما زماني كه فردوسي در غزنين به حضور محمود رسيد اسفرايني بر كنار شده و مورد غضب سلطان بود.

4. در شاهنامه چنان كه محمود توقع مي­داشت، از وي ستايشي به عمل نيامده بود و به جاي آن، در اين كتاب از ستايش پهلوانان و شاهان گذشته ايران سرشار بود.

مجموعه­ اين عوامل و حسادت برخي از حاسدان، سبب شد كه شاهنامه مقبول طبع سلطان غزنه واقع نشود.

 محتويات شاهنامه:

محتويات شاهنامه عمدتاً وقايع و رويدادهاست، ولي انديشه ها و معاني اجتماعي و اخلاقي هم در كتاب به چشم مي­خورد.

وقايع عمده شاهنامه پس از ستايش پروردگار و وصف خرد و مدح پيامبران و يارانش و اشاره به چگونگي فراهم آمدن كتاب آغاز مي­شود و در آن از پنچاه پادشاهي از كيومرث نخستين پادشاه تا يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني سخن به ميان مي­آيد و با دست يافتن تازيان بر ايران، به پايان مي­رسد.

وقايع شاهنامه از دوره­هاي نخستين و اساطيري باشتاب مي­گذرد و به مرحله پهلواني مي رسد كه در واقع  به دليل وجود شخصيتي پهلوان و ايران دوست و مردم نواز هم چون رستم، مهمترين و طولاني­ترين بخش شاهنامه را در بر مي­گيرد.

دوره سوم از حوادث شاهنامه، دوراني تاريخي است كه با روي كار آمدن بهمن آغاز مي­شود و با ذكر حوادث عصر اسكندر و پادشاهي اشكاني و ساساني پايان مي­گيرد.

از شاهكارهاي هنري فردوسي، ملاحظات نغزي است كه در ضمن و يا پايان داستانها و جنگهاي بزرگ اظهار مي­دارد.

شايستگيهاي ادبي شاهنامه:

شاهنامه از لحاظ زيباييهاي ادبي و زبان و بيان يكي از آثار برتر زبان فارسي است.

داستانهاي شاهنامه در قالب مثنوي و بحر متقارب به نظم كشيده شده و مجموعه­ ابيات شاهنامه كمتر از شصت هزار بيت است كه تمام يا بخشهايي از آن به اغلب زبانهاي زنده­ عالم نيز ترجمه شده است. شمار ابيات سست و ضعيف شاهنامه اندك و به قول خود فردوسي كم از پانصد بيت است1. در كل شاهنامه بنا بر ضرورت مضمون و هم به دليل آگاهي و علاقه­ي فردوسي به واژه­هاي فارسي، بيش از حدود هشتصد لغت عربي به كار نرفته است. از مزاياي ادبي شاهنامه، اشاره به حكايتها، ضرب­المثلها و معاني ديني و اخلاقي است. فردوسي در تشبيه و توصيف صحنه­هاي گوناگون، به ويژه ميدانهاي رزم و لحظه­هاي پرتپش كارزار، چيره دستي خاصي از خود نشان داده است.  

 

اسدي، ادامه­ سنت خراسان در آذربايجان

زمان تولد اسدي به درستي معلوم نيست. اما ظاهراً در يكي از سالهاي آخر سده­ چهارم يا سالهاي نخستين سده­ پنجم هجري درست در همان ايام كه فردوسي كار نظم شاهنامه را به پايان مي­برد. چشم به جهان گشود. از جزئيات زندگي او اطلاعات چنداني در دست نيست و در سال 456 هـ.ق وفات يافت. از نظر زماني او را با به دوره­ بعد از فردوسي منسوب بدانيم اما چون انديشه و كار اسدس در واقع دنباله­ فردوسي است، سرگذشت او را پايان اين بخش قرار داديم.

آثار و تأليفات: اثر معروف او لغت فُرس است كه اولين لغتنامه­ مدون فارسي نيز هست و از گزند حوادث مصون مانده و به دست ما رسيده است. در لغت فرس، حدود يك هزار و دويست لغت فارسي آمده است.  

آثار منظوم اسدي به دو بخش تقسيم مي­شود:

نخست مناظرات او كه مشتمل است بر چهار يا پنج قصيده، هر كدام در موضوعي خاص.

دوم كتاب گرشاسب نامه است. اين كتاب، داستان منظومي است. حدود نه هزار بيت كه اسدي در سال 458 هـ.ق نظم آن را به پايان برده است.

موضوع گرشاسب نامه، سرگذشت گرشاسب، پهلوان سيستاني و نياي بزرگ رستم، جهان پهلوان شاهنامه است. گرشاسپ نامه يك منظومه كامل حماسي است و آن را پس از شاهنامه مي­توان موفقترين داستان حماسي ادبيات فارسي دانست.

در شعر او به مانند فردوسي، عبرت و موعظه نيز هست و گويي او داستاني را كه چاشني اندرز و حكمت نداشته باشد و خواننده را به نكته­اي هشدار ندهد، فاقد ارزش داستاني مي داند.

 خود آزمايي درس ششم

1) نخستين بار چه كسي به نظم داستانهاي ملي همت گماشت؟

پ: دقيقي

 2) مهمترين اثر دقيقي چه نام دارد؟

پ: گشتاسپ نامه

 3) دهقانان چه كساني بودند و چه وظيفه­اي داشتند؟

پ: دهقانان، طبقه­اي صاحب مقام و داراي املاك و اموال بودند و مي­توانستند از راه درآمد ملك خود زندگي نسبتاً‌ راحتي داشته باشند. وظيفه آنها اين بود كه روايات تاريخي و سرگذشت پيشينيان خود را سينه به سينه به نسلهاي بعد از خود انتقال دهند.

 4) علل عمده توفيق شاهنامه در ميان مردم چيست؟

پ: يكي از علل توفيق شاهنانه علاوه بر محتويات آن كه همه عبرت و حكمت و آزادگي و آزاد انديشي است. ايمان پاك و اخلاص و صميمت و علاقه­ سراينده­ آن است كه با اعتقاد و از روي صفاي باطن در راه نظم شاهنامه قدم گذاشته و زندگي و ثروت موروثي خود را وقف اين كار كرده است.

 5) چرا شخصيت و شعر اسدي در زير مجموعه­ي عصر فردوسي بررسي مي­شود؟

پ: چون انديشه و كار اسدي در واقع دنباله­ فردوسي است و آن تحولاتي كه زبان فارسي بر اثر مهاجرت به سرزمينهاي عراق عجم در روزگار او پيدا كرده به شعر وي راه نيافته است.

6) در شعر اسدي كدامين حس بر ديگر احساسات غلبه دارد؟

پ: حس ديني و علاقه به مباني اسلام.

 بخش چهارم

 عصر عنصري

درآمدي بر عصر عنصري يا دوره­ ستايشگري و جاي گزيني تاريخ به جاي حماسه:

محمود در سال 387 هـ.ق شهر غزنه را مركز حكومت خود قرار داد و پايتخت ادب فارسي هم از بخارا به غزنه انتقال يافت و بايد غزنه هم جزو فرهنگ شهرها كه آثار و تأليفات و اشعاري در آن پديد آمده است، بيفزاييم. از ميان شاعران دربار آن كه معمولاً شعري برتر و مهارتي تمامتر داشت، عنوان «اميرالشعرا» يا «ملك­الشعرا»‌ پيدا مي­كرد كه ديگر شاعران عموماً‌ از طريق او با پادشاه غزنه ارتباط يافتند. مشهورترين ملك­الشعراي دربار غزنه عنصر بلخي بود.

زبان شعر اين دوره: از استواري و استحكامي ويژه برخوردار است. درصد لغات عربي در آن رو به فزوني است. بيشتر شعرها قصيده و اغلب با مضمون وصف و مدح است. شاعران به جاي آن كه تجربيات و انديشه­هاي خود را در شعر بياورند، پسند و سليقه­ ممدوحان خود را در نظر مي­گرفتند. تنوع معاني و مضامين شعري اين دوره از عصر سامانيان كمتر است و در عوض، زبان و بيان شعر پخته­تر و متكامل تر مي­نمايد. 

درس هفتم  

فرخي، روستا زاده كامروا

روستازاده سيستاني وقتي قصيده « با كاروان حُله» را بر خواجه عميد اسعد وزير چَغاني خواند، وزير باور نكرد كه اين شعر ساخته­ خود او باشد و گفت: « امير فردا در داغگاه1 است، قصيده­ اي گوي و فردا بر امير بخوان. » وقتي امير قصيده­اي را كه فرخي در وصف داغگاه گفته بود بشنيد، چهل كره است به او پاداش داد، از آن پس فرخي حيات تازه­اي را آغاز كرد و به آدمي برخوردار و ناز پرورده تبديل شد. فرخي علاوه بر شاعري، آوزي خوش داشت و ساز هم خوب مي­نواخت. خوش­گذراني و كام جويي با سرشت او عجين شده بود و خوي ستايشگري جزئي از منش فردي او به شمار مي­آمد. بعد از مرگ محمود در سال 421 هـ.ق به دربار سلطان مسعود پيوست و تا پايان عمر سال 429 ه-ق. به ستايش اين امير مشغول بود.   

فكر و شعر فرخي:

ديوان شعر فرخي مجموعه­اي است از قصايد چند تركيب بند و تعدادي غزل و قطعه و رباعي. در قصايد شاعري نخست جلوه­هاي طبيعت مثل بهار خزان صبح و شب و .... را توصيف كرده و آنگاه به مدح پرداخته است. در ميان شعرهاي فرخي گاهي نكته­هاي اخلاقي ديده مي­شود.  

عنصري، ستايشگري كه تاريخ را به جاي حماسه مي­نشاند.

ابوالقاسم، حسن بن احمد عنصري را كه عنوان اين دوره به نام او اختصاص داده شده است بايد شاعر بختيار و خوش فرجام دانست. او در سال 350 هـ.ق در بلخ زاده شد، پدرش بازرگان بود و چون از دنيا رفت عنصري اموال موروث را برداشت و به تجارت رفت اما در ضمن سفر، دزدان كاروان او را زدند و اموال موروثي را به غارت بردند. بعد از آن عنصري به شعر و ادب روي آورد. وي در دربار محمود غزنوي عنوان ملك­الشعرايي يافت و اين به دو دليل بود:

1) معرف او امير عنصر برادر سلطان محمود بود.

2) در علم و ادب و شعر سرآمد بود.

همه­ شاعران دربار، احترام او را واجب مي­شمردند و شاعران دوره­هاي بعد بر حرمت و مال و نعمت او رشك مي­بردند. وفات عنصري در سال 431 هـ.ق اتفاق افتاد است. 

اشعار و آثار او :

قسمت عمده­ اشعار باز مانده از عنصري حدود دو هزار بيت است كه بيشتر شامل قصايد و در ستايش سلطان محمود و مسعود و ديگر شاهزادگان غزنوي و ذكر اوصاف و كارها و فتوحات آنهاست. او درزمره­ بزرگترين قصيده سرايان زبان فارسي است. برتري عنصر نسبت به شاعران زبان فارسي است.

برتري عنصري نسبت به شاعران پيشين در اين است كه او علاوه بر فنون شعر، از دانشهاي زمان خود بهرمند بوده و به ويژه، پاره­اي از اصطلاحات حكمت و منطق را در شعر خويش به كار گرفته است. او برخلاف فرخي به جاي روي آوردن به تغزل، بيشتر به وصف مي­پردازد يا قصايد خود را بي­مقدمه آغاز مي­كند. در ميان اشعار عنصري گاهي قطعات و ابياتي حكمت آميز نيز به چشم مي­خورد.  

او غير از قصيده و غزل و رباعي، در مثنوي گويي نيز دستي تمام داشته و قصه­ وامق و عذار را كه داستاني يوناني است، به نظم درآورده است؛ كه حدود پانصد بيت از آن باقي مانده است.

ديگر مثنويهاي منسوب به عنصري، عبارتند از شادبهر و عين الحيات و شرح بت و خِنگ بُت.

وجود اين مثنويها در قرن پنجم هجري نشان مي­دهد كه در آن روزگار، داستان ­سرايي فارسي مورد توجه بوده است*1.

منوچهري، شاعر شادماني و طبيعت

اگر بخواهيم تنها يك نمونه از شاعران سرخوش و جوان مليح فارسي را كه با طبيعت زيسته و بدان دل داده است، معرفي كنيم. او كسي جز احمد بن قوس معروف به منوچهري دامغاني نخواهد بود. كودكي و جواني منوچهري در دامغان گذشت و در جواني شايد به همراه يكي از كاروانهايي كه به سمت طبرستان مي­رفتند خود را به خدمت منوچهربن قابوس زياري كه آن سالها در گرگان و طبرستان حكومت مي­كرده رسانده است؛ به همين علت، تخلص منوچهري را براي خود برگزيد. او پس از مرگ امير زياري به ري مي­رود و از آن جا بود كه با احترام او را بر پشت پيل به غزنين روانه كردند. ظهور شاعر جوان موجب رشك و ناخرسندي شاعران پير و پيش كسوت شده به همين علت منوچهري براي جلب حمايت عنصري، قصيده­ معروف « لُفَزشع » را سردو ولي مرگ زود هنگام در جواني در يكي از روزهاي سال 432 هـ.ق وي را هم چون غباري با خود برد. 

شيوه شاعري

بيشترين مسائلي كه منوچهري در زندگي با آن سر و كار داشته در شعر وي نيز انعكاس يافته است. مانند رَبع1 و اكلال2 و دِمَن3 و حركت و حركت شبانه­ شتران با آن جرسهاي خوش آواز كه به خاطرات ايام كودكي او از بيابانهاي دامغان است و نه تجربه­اي تقليدي كه از ديوان شاعران تازي به او رسيده باشد. او علاوه بر تازي داني، از اصطلاحات و واژه­هاي خاص در شعر خويش به كار برده است و همين امر باعث دشواري شعر او شده است.

منوچهري اولين كسي است كه قالب مسمط را در شعر فارسي پديد آورد. مسمط عبارت است از چندين بند و هر بند مركب از چهار تا هشت مصراع هم وزن و مقفا كه آخرين مصرع در هر بند با مصرعهاي آخر بندهاي ديگر قافيه­اي يكسان دارد. موضوع مسمطهاي منوچهري: عموماً وصف و خمريه و ستايش است و در بيشتر آنها تشبيهات زيبا و خيال انديشيهاي بديع به كار رفته است.

 معزّي و ادامه­ سنّت ستايشگري

محمّد بن عبدالملك معزّي نيشابوري از سلاله­ي «شاعران ستايشگر» و اهل نيشابور بود. پدرش عبدالملك برهاني در دربار آلب ارسلان سلجوقي مقام امير الشعّرا­يي داشت و بعد از مرگش، فرزندش، محمّد به جاي او به خدمت سلطان سلجوقي در آمد و تخلّص شعري خود «معزّي» را از لقب سلطان ــ كه معزّالدين بود ــ اقتباس كرد و به زودي به خدمت آن سلطان تقرّب يافت. بعد از وفات ملكشاه به خدمت سنجر در آمد و نعمت و اكرام يافت، تا اينكه در سال 518 تا 521 هــ . ق بدورد حيات گفت.

شيوه­ شاعري معزّي: معزّي را بايد شاعري مقلّد و فاقد ابتكار دانست. كار اصلي او قصيده سرايي و عموماً به شيوه­ منوچهري است و مضمون عمده­ شعرش مدح و توصيف است. زبان غزل او ساده است اما در اين نوع شعر نيز به مانند قصيده به ابتكار چنداني دست نيافته است.  

خود آزمايي درس هفتم

1) كدام شاعر ملك الشّعراي دربار محمود غزنوي بود؟   

پ: عنصري  

2) مسمّط چگونه شعري است؟ در اين نوع شعر، استادي از آن كيست؟

پ: قالب مسمّط عبارت است از چند­ين بند و هر بند مركّب از چهار تا هشت مصراع هم وزن و مقفّا كه آخرين مصرع در هر بند با مصرعهاي آخر بند­هاي ديگر قا­فيه­اي يكسان دارد. پ:قسمت دوم سؤال: منوچهري  

3) مضمون عمده­ شعر معزّي چيست؟

پ: مدح و توصيف است.

 4) ويژگيهاي سبك فرّخي سيستاني را بيان كنيد؟

پ: فرّخي در قصايد، ابتدا جلوه­هاي طبيعت را توصيف كرده  و آنگاه، به شيوه­ شاعران روزگار خود، به مدح  سلاطين، امرا، وزرا و بزرگان عصر خويش پرداخته است.

 

5) از مثنوي وامق و عذرا چند بيت باقي مانده است؟ اصل اين داستان متعلّق به كدام قوم است؟  

پ: حدود پانصد بيت و اصل آن داستاني يوناني است.

 6) توصيف زير درباره­ كدام شاعر است؟

«در توصيف و تشبيه به ويژه در وصف مناظر طبيعت نقّاشي است كه با كلك موبين خويش منظره­اي را پيش ديده­ ما تجسّم مي­سازد و به الفاظ و عبارات خشك و بي­روح دم مسيحا مي­دمد ... »

پ: منوچهري، كه شاعر طبيعّت معرفي شده است.  

بخش پنجم:

عصر ناصرخسرو

در آمدي بر عصر ناصرخسرو يا دوره­ شعر مكتبي

عصر ناصر خسرو در حقيقت، عصر شكوفايي فرهنگ اسلامي نيز هست. در اين دوران دانشهاي طب و رياضي و نجوم، پا به پاي فلسفه و كلام و فقه به شكوفايي رسيد و پرتو آن در سرتاسر دنياي آن روز گسترش يافت. در اين عصر تجربه­هاي تازه­اي نيز از طريق برخورد عقايد و آراي كلامي پديد آمد. دسته­اي از شيعيان با تشكيل حكومتهاي شيعه مذهب آل­بويه زياريان و ديلميان قدرت سياسي چشم گيري به دست آوردند و مدتها براي خليفه­ بغداد مزاحمتهاي جدي فراهم كردند.

فرقه­ ديگري از شيعيان به نام فاطميان (اسماعلي) دامنه­ فعاليتهاي پنهاني خود را به نواحي مركزي ايران و حتي خراسان شرقي گسترش دادند. ناصر خسرو بزرگترين شاعر اين دوره در ميانه عمر به خدمت اين تشكيلات در آمد و مأمور تبليغ تشيع اسماعيلي در سرزمين خراسان گرديد. در اين عصر، زبان فارسي دري از خاستگاه خود، خراسان خارج شد و به داخل فلات ايران و آذربايجان راه يافت و به دليل آن كه زبان رسمي حكومت مركزي بود، به تدريج بر لهجه­هاي محلي غلبه يافت.  

 آغاز ادبيات عرفاني و مردمي

با ورود عرفان در ادب فارسي در ميانه­ دوره­ي مورد بحث يعني نيمه­هاي دوم قرن پنجم هجري، جريان تازه­اي ابتدا در نويسندگي و بعدها در شعر فارسي پيدا شد كه طليعه­ آن در اواخر عصر ناصرخسرو آشكار گرديد.

عرفان كه در بين مسلمين تصوف نيز ناميده شده است در آغاز عبارت بود از وصول به حقيقت و رسيدن به حق بر اساس رياضت و پارسايي. عرفان اسلامي منشأ قرآني دارد و تمايلات عارفانه ابتدا در بين­النهرين پيدا شد اما در سده­هاي نخستين اسلامي، عارفان بيشتر بر جنبه­ علمي كار تأكيد داشتند. مانند بايزيد بسطامي (وفات 261 هـ.ق) و حسين­بن­ منصور حلاج (مقتول به سال 309 هـ.ق). بنابراين آثار مدون چنداني به زبان فارسي از آنان باقي نمانده است. از نخستين عارفان دوره­ مورد بحث، ابوسعيد ابوالخير (وفات:440 هـ.ق) است كه در قرن بعد، نواده­ او محمدبن منور، سرگذشت و سخنانش را در كتاب معروف اسرارالتوحيد آورده است. ديگر، بابا طاهر عريان است كه از او مجموعه­اي سخنان كوتاه به زبان عربي باقي مانده است، كه عقايد عارفانه­ او را نشان مي­دهد. علاوه بر اين، مقداري دو بيتي يا ترانه به لهجه­ محلي لري نيز از وي در دست است كه از لطافت بيان و اعتقاد خاص وي حكايت مي كند.

درس هشتم  

ناصر خسرو قبادياني و شعر مكتبي

ناصر خسر به سال 394 ه­.ق در قباديان زاده شد، ايام كودكي او مصادف بود با اوج حكومت غزنوي و عصر جهان گشاييها و شاعر نوازيهاي افسانه­اي سلطان محمود.

ناصر خسرو در كودكي به كسب دانش و كمالات و حفظ قرآن مجيد پرداخت و هنوز جواني نوخاسته بود كه در كار دبيري ورزيده شد و قبل از سي سالگي به دربار مسعود غزنوي راه يافت و به جاه و مال رسيد. بعد از شكست مسعود در دندانقان به خدمت طغرل و چغري بيك درآمد و به كار دولتي مشغول شد. او در اين سالها با حكميان خراسان و آثار آنان آشنا شده بود. سرانجام در امر انقلابي دروني پديد آمده از خواب چهل ساله بيدار شد و دست از همه­ علاقه­ها و خواسته­ها فروشست و در ماه جمادي الآخر سال 437 هـ.ق سفر هفت ساله­ خود را آغاز كرد و در اين راه به حجاز و شام و مصر سفر كرد و چهار بار حج كرد.

او در مصر كه قلمرو فرمانروايي باطنيان1 بود به خدمت خليفه­ فاطمي رسيد و در آنجا به مذهب باطني گرايش پيدا كرد و پس از دريافت عنوان «حجت» كه از مراتب عالي مذهب اسماعيلي بود. به فرمان خلفه­ فاطمي با لقب «حجت خراسان»‌ مأمور تبليغ اين آيين در سرزمين خراسان شد. او در اين زمان پنجاه ساله بود. اما برخلاف انتظارش، نه تنها در مردم نسبت به آن چه مي­گفت، شور و شوقي نديد، بلكه برخي حتي در سخنان او با طعن و انكار نگريستند و درصدد آزارش برآمدند: او را فاطمي و شعوبي و باطني و بد دين خواندند و به ماجراجويي متهم كردند، پس از آن ناصر خسرو از بيم جان با زن و فرزند، آوارهـه بيابان شد؛  چندي به نيشابور و بعد به مازندران رفت. امّا هيچ گاه از آزار و اذيّت اهل تعصّب در امان نبود. از اين رو به منطقه­ بدخشان واقع در افغانستان كنوني پناه برد و درّه­ي يمگان را براي اقامت دائم خود برگزيد: تا اينكه سرانجام به سال 481 هـ.ق جان سپرد.

 آثار ناصر خسرو:

وي گذشته از ديوان و سفرنامه، به تأليف  آثاري مانند خوان اخوان، زاد المسافرين و  جامع الحكمتين دست زد كه هر سه در زمره­ آثار كلامي زبان فارسي قرار دارند و نتيجه­ تأملات خردمندانه­اي هستند كه در سده­ پنجم هجري به دنبال خردگراييهاي قبل بوشكور و شهيد بلخي و فردوسي، در بيان تواناي ناصرخسرو، متفكر آزاده­ اين عصر، جاودانه شده است.

 فكر و شعر ناصر خسرو:

نخستين گوينده­اي كه شعر را به طور كلي در خدمت فكر اخلاق و اجتماعي و در مسير انديشه­ مكتبي قرار داده، ناصرخسرو قبادياني است. در ديوانش بيشتر سخن از خرد است و دين و اعتقاد و علم و جويندگي و حقيقت نگري و كمال انساني. سبك شاعري ناصر خسرو با انديشه­اش هماهنگي تمام دارد. كلمات را جز براي بيان مقصود به كار نمي­گيرد. در پي ­آرايش كلام نيست؛ بيان او سرد اما روشن و بيدار كننده است و خواننده را يك دم به حال خود رها نمي­كند. استفاده از دانشهاي زمان خود مانند: فلسفه و پزشكي و زيست شناسي و نجوم و الهيات و منطق، در شعر او ديده مي­شود و همين امر باعث پيچيدگي شعر او شده است، ولي با اين حال قدرت بيان و والايي معنا و از همه مهمتر صداقت و سوز دل، شعر او را دلنشين مي­كند.

 خود آزمايي درس هشتم

1) چرا عصر ناصر خسرو را دوران طلايي فرهنگ اسلامي ناميده­اند؟

پ: زيرا در آن دوران، علم و فلسفه و معارف به اوج شكفتگي رسيد و دانشوران صاحب نام همچون فارابي، ابن سينا، ابوريحان، ابوعلي مسكويه و جمعيت معروف به «‌اخوان الصفا» ‌پيشاهنگان فكر و فلسفه­ي آن به شمار مي­رفتند.

 2) محتواي شعر ناصر خسرو چيست؟

پ: محتواي شعر او خرد و دين و اعتقاد و علم و جويندگي و حقيقت نگري و كمال انساني است.

 3) ناصر خسرو در مصر به چه عنواني دست يافت؟

پ: « محبت »

4) «دانشنام علايي» از كيست؟

 پ- از ابوعلي سينا

 بخش ششم

عصر بيهقي

درآمدي بر عصر بيهقي و بلاغت طبيعي فارسي

خاستگاه نثر فارسي به مانند شعر خراسان  ماوراءالنهر بود. زبان فارسي با روي كار آمدن حكومتها در داخل فلات ايران نيز رسميت يافت و درشهرهاي ري و اصفهان و حتي طبرستان و آذربايجان آثاري به نثر فارسي پديد آمد.

ويژگيهاي نثر فارسي عصر بيهقي:

1. دور شدن از سادگي اوليه و آميختگي با واژه­ها و تعبيرات عربي و نثر به صوت ميداني براي هنرنمايي و نمايش تواناييهاي زباني نويسنده در آمد.

2. در نثر صوفيانه، زمينه­هاي استفاده از امكانات خاص شعري مانند آهنگ و قافيه پردازي (سجع) و به كار گرفتن اشعار براي تزيين كلام و اصولاً نزديك شدن كلي نثر، بيشتر خواهد بود، مانند مناجا­تهاي منثور خواجه عبدالله انصاري.

درس نهم

 نثــر فارسي

نثر فارسي در اين دوره به چند شاخه­ مستقل، كه در هر شاخه هم آثاري برجسته­اي تأليف گرديد تقسيم مي­شود:

1-نثر علمي: از همان ابتداي تأليف كتب به نثر پارسي آغاز شده بود، كتاب مشهور زير را به عنوان نمونه معرفي مي­كنيم:

الف) دانشنامه­ علايي: از ابوعلي سينا است كه شامل چندين رساله و يك كتاب دايرة المعارف مهم به زبان پارسي است. چون بوعلي سينا آن را به خواهش علاء­الدوله­ كاكويه از امراي ديلمي فراهم آورد به «دانشنامه­ي علايي» يا «حكمت علايي»‌ موسوم گرديد.

 اهميت اين كتاب از دو جهت است:

1. آن كه يك دوره­ كامل از فلسفه و طبيعيات را به زبان فارسي شامل  مي­شود.

2. آن كه بسياري از اصطلاحات منطق و فلسفي را به زبان در برمي­گيرد.

ب) التفهيم لاوايل صناعة التخجيم: از ابوريحان بيروني دانشمند بزرگ ايراني قرنهاي چهارم و پنجم هجري است. او بيشتر آثار خود را به زبان عربي تأليف كرده اما كتاب التفهيم را ابتدا به خواهش ريحانه، دختر حسين خوارزمي در سال 420 هـ.ق به فارسي نوشته و بعداً آن را به عربي درآورده است. اين كتاب اولين و مهمترين كتابي است كه خاص علم نجوم و هندسه و حساب به فارسي نوشته شده و از آن جا كه نويسنده­ آن يكي از دانشمندان بنام در اين رشته است، اهميت و اعتبار خاصي يافته است.

2- نثر اخلاقي و اجتماعي (تعليمي): هدف اين نوع آثار آموزش مسائل ضروري براي تهذيب دلها يا هدايت امور اجتماعي و سياسي به مسيري معين است. از ميان آثار قرن پنجم هجري دو كتاب مشهور زير را براي آشنايي بيشتر برگزيده ايم:

 الف) قابوس نامه:

عنصرالمعالي، كيكاووس بن اسكندر بن قابوس وشمگير، از شاهزادگان خاندان زياري است و از دانشها و فنون و پيشه­هاي روزگار آگاهي داشت. او حاصل تجربه­هاي خود را در سن شصت و سه سالگي، در كتابي به نام قابوس نامه براي نشان دادن راه و رسم زندگي به فرزند خود گيلانشاه به يادگار گذاشت. اين كتاب داراي چهل و چهار باب است كه حاوي حكايتهاي دلپذير و هدفدار مي­باشد.

 ب) سياستنامه:

خواجه نظام االملك كه حدود سي سال در مقام وزارت دو سلطان مقتدر سلجوقي يعني، اَلب ارسلان و ملكشاه بوده است. ملكشاه سلجوقي در اواخر كار از او خواسته بود تا حاصل مطالعات و تجربيات خود را در كتابي راجع به آيين مملكت­داري تدوين كند. خواجه بنابر اين فرمان، كتابي در رسوم پادشاهان پيشين و آيين پادشاهي ترتييب داد كه داراي 39 باب بود ولي چون آن را مختصر يافتند، مقداري بر آن افزود تا به 50 باب رسيد. سير الملوك يا سياستنامه علاوه بر كلياتي كه مربوط به راه و رسم پادشاهي است، پر است از حكايتها و داستانهاي تاريخي و نيمه تاريخي مربوط به پادشاهان پيشين كه هر كدام به مناسبت موضوع سخن، در جاي خود آمده است. نثر كتاب، ساده است اما محكم و ادبي نوشته شده است.

 3- نثر تارخي: سنت تاريخ نويسي به فارسي و عربي در اين دوره ادامه يافت كه اينك به ذكر دو نمونه از آن مي­پردازيم:

الف) تاريخ سيستان: تاريخ سيستان كتابي است كه تأليف دو بخش آن چيزي كمتر از سه قرن طول كشيده است. مؤلف هيچ يك از بخشهاي آن معلوم نيست. نثر بخش نخستين كتاب ساده و طبيعي است كه تا حدودي از لغات و تركيبات دشوار تازي به دور مانده است. تاريخ سيستان در واقع يك تاريخ محلي است كه در آن به جزئيات حوادث مربوط به سرزمين سيستان، اشاره شده و آن را يكي از منابع مهم تاريخ اين عصر قرار داده است. فوايد تاريخي اين اثر از جنبه­هاي ادبي­اش افزون است.

ب) تاريخ بيهقي: اين كتاب، اثر ارجمند ابوالفضل بيهقي، دبير رسائل سلاطين غزنه بود. بيهقي در سال 385 هـ.ق در روستاي حارث آباد بيهق (سبزوار كنوني) زاده شده و پس از كسب دانش و معرفت در نيشابور، به ديوان رسايل سلطان محمود راه يافت. او در اين ايام، ناظر بسياري از وقايع دستگاه غزنويان بوده و به همين دليل، بر آن شد كه تاريخ غزنويان را بنويسد. پس با دقت و تفصيل تمام، جزئيات حوادث روزگار حكومت آن سبكتكين را از تشكيل دولت غزنوي تا اوايل زورگار حكومت آن سبكتين را از تشكيل دولت غزنوي تا اوايل سلطان ابراهيم ­بن مسعود در سي مجلد به رشته تحرير درآورد. اما كتاب بيهقي به طور كامل به دست ما نرسيده و آنچه از آن باقي مانده مربوط به روزگار سلطان مسعود غزنوي (حكومت 432 421) است كه با غلبه­ آل سلجوق پايان مي­پذيرد و به همين سبب به تاريخ مسعودي نيز مشهور شده است.

قدرت نويسندگي بيهقي و توانايي او در قلمرو امكانات زبان فارسي از يك طرف و امانتداري و دقت وي در جزئيات و پيوند دادن حوادث به يكديگر، سبب شده است كه كتاب او ممتاز و به صورت داستاني بسيار گيرا و دلچسب درآيد.

پ) سفرنامه­ ناصر خسرو: ناصر خسرو به دنبال خوابي كه به سال 437 هـ.ق در جوزجان ديد، از كارهاي دولتي دست شست، راه دراز سفري هفت ساله را به اطراف ممالك اسلامي در پيش گرفت و با قلمي شيوا ديده­ها و شينده­هاي خود را طي اين سفر دراز نوشته و در كتابي شيرين و خواندني به نام سفرنامه به يادگار گذاشت. سبك نويسندگي او در اين كتاب همواره ساده و دلپذير است و آنچه براي او مهم است، بيان مطالب است نه هنر نمايي و لفظ پردازي.

خود آزمايي درس نهم:

1) اهميت دانشنامه­ علايي در چيست؟

پ: اهميت اين كتاب ابتدا از آن جهت است كه يك دوره­ كامل از فلسفه  طبيعيات را به زبان فارسي شامل مي­شود و دوم آن كه بسياري از اصطلاحات منطقي و فلسفي را به زبان فارسي در بر مي­گيرد.  

2) آثار ابوريحان بيروني، عموماً در چه زمينه­هايي است؟

پ: در زمينه­هاي طب، جغرافي، رياضي و فلسفه است.  

3) سياست نامه در چه موضوعي تأليف شده است؟ نام ديگر آن چيست؟

پ: در آيين مملكت داري تأليف شده،  نام ديگر آن سير الملوك است

درس دهم

نثـر ديني

نثر ديني فارسي دري با ترجمه­ تفسير طبري آغاز شد و در دوره­ي بعد، به ويژه در قلمرو تفسير قرآن مجيد گسترش يافت. از ميان تفسيرهاي متعدد قرآن مجيد به زبان فارسي كه در سده­ پنجم هجري تأليف يافته، به معرفي اين دو تفسير اكتفا مي­کنيم:

الف: تفسير قرآن مجيد، معروف به تفسير كمبريج: مؤلف، تاريخ تأليف و نام اصلي اين كتاب معلوم نيست، زيرا آنچه از اين تفسير برجاي مانده نيمه­ دوم آن است و از تفسير سوره­ مريم تا پايان قرآن مجيد را شامل مي­شود. اين كتاب علاوه بر فايده­هاي ديني و تفسيري، از نظر زبان و ادب فارسي هم اهميت بسيار دارد، زيرا در آن واژه­هاي لطيف فارسي كه در روزگاران گذشته رايج بوده ديده مي­شود.

ب) تفسير سورآبادي: اين تفسير از ابوبكر عتيق نيشابوري و معروف به سدر آبادي است كه در نيمه­ دوم قرن پنجم با بياني ساده و شيوا نگارش يافته است و از متون ديني مهم اين قرن به شمار مي­رود.

 نثر عارفانه

نثر عارفانه هم به موازات شعر ادامه يافت و كتابها و رساله­هاي زيادي در ذكر مباني تصوف و سرگذشت عارفان بنام و ذكر حالات روحي و مناجاتهاي عارفانه تأليف شد كه به برخي از آنها به اختصار اشاره مي­كنيم.

الف) كشف المحجوب: از جمله­ قديم­ترين كتابهاي نثر فارسي در تصوف است كه در نيمه­ قرن پنجم توسط ابوالحسن جلابي هجويري غزنوي تأليف شده و موضوع آن، طريقت و اصول تصوف و بيان كيفيت عشق به پروردگار است.

نثر كتاب: آراسته، زيبا و در بسياري موارد به ويژه در مقدمه شاعرانه و موزون به نظر مي آيد و بنا به خواهش ابوسعيد هجويري و در پاسخ به پرسشهاي عرفاني او تهيه شده است.

ب) آثار خواجه عبدالله انصاري: خواجه عبدالله به سال 396 هـ.ق در هرات ولادت يافت. از كوچكي شعر عربي و پارسي را نيك مي­سرود. او بسياري از علوم ادبي و ديني و اشعار عربي را حفظ بود و به احاديث پيامبر علاقه مي­ورزيد. او تصوف را در محضر شيخ ابوالحسن خرقاني آموخت و بعد از وي، سمت جانشيني او را يافت و در هرات به تعليم و ارشاد اشتغال داشت تا اين كه در سال 481 هـ.ق درگذشت. شهرت خواجه، بيشتر به كتابها و رساله­هايي است كه از وي برجاي مانده است.

ج) طبقات الصوفيه: كه اصل آن از ابوعبدالرحمان سلمي نيشابوري (فوت:421 هـ.ق) به زبان تازي است و خواجه عبدالله آن را در حلقه­ مريدان خود به زبان پارسي هروي با طرزي لطيف و دلكش املا مي­كرد و طبقات الصوفيه مشهور به زبان فارسي، همان چيزي است كه خواجه املا مي­كرده است.

موضوع كتاب: شرح سرگذشت و حالات بزرگان صوفيه پيش از خواجه عبدالله است كه با نثري روان و خوش آهنگ نوشته شده است.

د) رسايل: موضوع آن، اقوال و سخنان ومناجات­ها و راز و نيازهاي لطيف و پر جاذبه است كه با بيان شاعرانه و خوش آهنگ و از زبان مردم هرات تأثير پذيرفته است.

نثر كتاب، آهنگين و آراسته به شعر و آيه و حديث است و كاربرد «سجع»‌در نثر كه براي نخستين بار در نثر خواجه عبدالله آمده، آن را به شدت به شعر نزديك كرده است.

 خود آزمايي درس دهم

1) موضوع كشف المحجون چيست؟ چه كتابهاي ديگري درباره­ اين موضوع مي­شناسيد؟

پ: موضوع كشف المجحون، طريقت و اصول تصوف و بيان كيفت عشق به پروردگار است. پاسخ قست دوم: شرح تصوف

2) آثار خواجه عبدالله انصاري را نام ببريد؟

پ: شهرت او به كتابها و رساله­هايي است كه از وي برجاي مانده است. 1- كتاب طبقات الصوفيه فارس  2- رسائل

 3)تفسير معروف به كمبريج چه قسمتهايي از قرآن را شامل مي­شود؟

پ: از تفسير سوره مريم تا پايان قرآن مجيد را شامل مي­شود.

 4) نثر ديني با كدام اثر شروع مي­شود؟

پ: با ترجمه­ تفسير طبري.

 بخش هفتم

عصر انــوري

درآمدي بر عصر انوري، فرجام رونق ستايشگر

دوره­ دوم فرمانروايي سلجوقيان، كه در سرتاسر نيمه­ اول سده ششم هجري ادامه داشت، با يورش غزان به خراسان پايان گرفت. از آن پس، هر بخش امپراتوري وسيع سلجوقي به دست فرمانروايي محلي از طوايف و نژادهاي گوناگون افتاد سياست كلي سلاجقه و امراي پس از آنان بر حمايت از شعر و ادب فارسي استوار نبود و شاعران اگر ستايش هم مي­گفتند از روي عادت و بيشتر بدان دليل بود كه اغلبشان هنر ديگري نداشتند.

مضمون شعر اين دوره: مدح است و وصف و به مقدار بيشتري نسبت به دوره­هاي پيش، هم غزل و در كنار آنها بد زباني و هجو گويي و روي گرداني از دنيا هم وجود دارد.

قالب شعر اين دوره: عمدتاً قصيده و غزل است و بعد قطعه و رباعي و مسمط و تركيب بند.

زبان شعر: عموماً‌ پخته و نسبت به دوره­ گذشته نرمتر و رامتر است ولي ميزان لغات عربي در شعر برخي از شاعران اين دوره مثل انوري و خاقاني زياد است و روي هم رفته تركيب شعر دشوارتر و ديريابتر.

نكته: سبك شعر اين دوره را به دليل بالندگي­اش در سرزمينهاي عراق عجم «سبك عراقي»‌ مي­نامند.

برخي از ويژگيهاي سبك عراقي عبارتند از:

1- ورود لغات و تركيبات متعدد از لهجه­هاي محلي به زبان فارسي دري؛

2- نفوذ عميق تر و گسترده­تر فرهنگ اسلامي؛

3- نفوذ افكار و اصطلاحات صوفيه در شعر و رواج عرفان اسلامي؛

4- بدبيني شاعران نسبت به اوضاع زمان بر اثر نابسامانيهاي اين دوره؛

5- ورود روز افزون لغات عربي و استفاده­ فراوان از استعاره و كنايه و اصطلاحات فلسفي، كلامي، طبي، نجومي، و غيره كه فهم شعر را اندكي دشوارتر مي­ساخت؛

6- گسترش حوزه­ زبان و ادبيات فارسي در نقاط مختلف ايران و شعبه قاره­ هند

+ نوشته شده توسط گلچین در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 1:47 قبل از ظهر |

درس يازدهم

 انوري، پيامبر ستايشگران

 اين پيامبر ستايشگران كه نامش اوحدالدين علي و نام پدرش وحيدالدين محمد بود در قريه­ي«بَدنَه» نزديك مهنه يا ميهنه واقع در خاك خاوران ميان توس و سرخس زاده شد و به سبب انتسابش به سرزمين خاوران، در آغاز شاعري «خاوري»‌ تخلص مي­كرد. انوري به خدمت سلطان محمود در آمد و تنها بخشي از زندگي او در آرامش و برخورداري گذشت.

شاعري انوري و اخلاق او: ببشترين شهرت انوري به قصايد اوست كه در سه مضمون 1- ستايش شاهان و بزرگان، 2- وصف طبيعت، 3- هجو دشمنان و مخالفان،  است.

مدايح او، مشمون به اغراق و در عين حال حاوي مضامين غرورانگيز ستايشي است. غزليات وي نشان مي­دهد كه در روزگار جواني و سرخوشي به غزل گويي و عاشق پيشگي اشتغال داشته است. ديگر قطعات اوست كه پيشگام ابن يمين، شاعر قطعه سراي عصر سربداران، است.  مضمون قطعات انوري ستايش، خواهشگري، بدزباني و هجوگويي است. گاهي او را شاعري اجتماعي و در مسند و مردم دوست مي­بينيم كه از زبان مردم خراسان در برابر بيدادهاي غُزان لب به شكوه مي­گشايد و در قصيده­اي ستمهاي بيدادگران را بر ملا مي­سازد. «نامه­ اهل خراسان» كه از زيباترين و پرآوازه­ترين اشعار اجتماعي انوري است نظر بسياري از غربيان را به خود جلب كرده و به چندين زبان بيگانه ترجمه شده است. انوري در سال 583 با زندگاني بدرود گفت.

 مسعودِ سعد و شعر حبسيّه

مسعود سعد در يكي از سالهاي 438 تا 440 در لاهور پا به هستي گذاشت. نزديك به بيست سال از بهترين ايام زندگاني او در زندان گذشت، طي پانزده سالي هم كه در پايان عمر خويش آزاد زيست به خواندن و نوشتن اشتغال ورزيد اما در اين ايام هم به زندان پيري و ناتواني گرفتار آمده بود. سرانجام پس از حدود هشتاد سال به سال 515 هجري بدرود زندگاني گفت.

شيوه شاعري مسعود: مسعود سعد در حقيقت از نامورترين شاعران عصر دوم غزنوي است و شهرت او در گروي حبسيات اوست. اين قسم از اشعار او مؤثر و دردانگيز و در عين حال، جالب و گيرا از آب در آمده و تظلمهايي از ديدگان آن روزگار را ثبت كرده است. علاوه بر اين، در وصف، مدح، غزل و هجو و شوخي هم، دستي قوي و شيوه­اي ممتاز داشته است.

 خودآزمايي درس يازدهم:

1) بيت: «هفت سالم بسود سو و دهك / پس از آنم سه سال قلع ناي» از كيست و به چه مسأله­اي اشاره دارد؟

پ: از مسعود سعد است و به زندان شدن او در قلعه­هاي سو و دهك و ناي اشاره دارد.

 2) تخلص انوري در آغاز چه بود؟

آيا شاعراني را مي­شناسيد كه بيش از يك تخلص داشته­اند؟ پ: انوري در آغاز شاعري «‌خاوري»‌ تخلص مي­كرد. پ قسمت دوم سؤال: بله ـ خاقاني كه در آغاز «حقايق» تخلص مي­كرد، فروغي بسطامي، غزل سراي معروف قرن سيزدهم كه ابتدا «‌مسكين» تخلص مي­كرد.

3) شهرت مسعود سعد در چيست؟

پ: شهرت او به حبسيات اوست.

 4) بيشترين شهرت انوري چيست؟

پ: در قصايد

درس دوازدهم

 جمال الدين عبدالرزاق، مكتب دار شعر اصفهان

برجسته­ترين و نامدارترين چهره­ شعر و ادب فارسي اصفهان در سده­ ششم هجري جمال­الدين محمد عبدالرزاق اصفهاني است. او به شيوه­ سنايي، مضامين وعظ و حكمت و پند و اخلاق را در شعر خويش بسيار به كار برده است. سرانجام به سال 588 هجري درگذشت.

از وي يك تركيب بند مشهور در نعت و ستايش پيامبر گرامي در دست است كه مطلع اين تركيب بند را در اين جا مي­آوريم.

اي از بر سِدره شاهراهست                       واي قُبه­ي عرش تكيه گاهست

  كمال الدين اصفهاني، آفرينشكر معاني تازه

كمال­الدين اصفهاني همانند پدرش، جمال­الدين محمدبن عبدالرزاق اصفهاني، توانسته است در شعر و شاعري به جايگاهي برجسته دست يابد و در نظر برخي حتي از پدر خود هم پيشي گيرد. دليل اين اهميت آن است كه وي در خلق معاني تازه دستي توانا داشته و از اين رو به «اخلاق الماني» نيز نامبردار گشته است.  

خود او نيز دو سال بعد، يعني در سال 635، به دست مغولان به قتل رسيده است.

  خودآزمايي درس دوازدهم

1) عمده شهرت جمال­الدين عبدالرزاق به سبب سرودن كدام شعر است؟ موضوع آن چيست؟

پ: شهرت او به تركيب بند مشهوري است با مطلع: اي ار بر سدره شاهراهت/واي قبه عرش تکيه گاهت

موضوع آن در ستايش پيامبر گرامي اسلامي است.

 2) «خلاّق المعاني» يعني چه؟ چه كسي و چرا بدين لقب ناميده شده است؟

پ: خلاق المعاني يعني كسي كه به خلق معاني تازه مي­پردازد. پ قسمت دوم: كمال­الدين اصفهاني چون وي در خلق و آفرينش معاني تازه دستي توانا داشته، بدين لقب ناميده شده است.

 

3) عصر و دوره­ي كمال­الدين اسماعيل مصادف با چه واقعه­اي است؟ سرانجام وي چه بود؟

پ: مصادف با دوره­ پرآشوب حمله­ مغول است. سرانجام وي به دست مغولان در سال 635 هجري به قتل رسيد.

  بخش هشتم:

عنصر ابوالمعالي

درآمدي بر عصر ابو المعالي، دوره­ كمال فني نثر فارسي

در سده­ ششم هجري زبان فارسي دستخوش تحولي چشم­گير شد و آثار و سبكها و شيوه­هاي خاص در دامان خود پديد آورد.

زبان فارسي به دو دليل از سادگي و سلامت نخستين خود بيرون آمد:

1.مجاورت با زبانها و فرهنگهاي محلي

2.استيلاي بي­چون و چراي زبان عربي طي سده­هاي گذشته بر نواحي عراق عجم اين عصر، كه از دهه­هاي نخستين سده­ي ششم تا ميانه­ سده­ هشتم هجري ادامه داشت. در نثر فارسي بيشتر به لفظ و صورت اثر توجه مي­شد تا معناي اثر.

در اين عصر علاوه بر كمال فني نثر تنوع دامنه­ نوشته­ها و موضوعات كتب و رسايل نيز مورد توجه است. تقريباً در همه­ زمينه­هاي مصارف آن روزگار آثاري به زبان فارسي پديد آمد و گنجينه­ نثر فني فارسي را انباشته­تر و پربارتر كرد. در كنار نثر فني آثاري هم به زبان ساده و روشن تأليف شده است كه در آنها معنا بيش از لفظ مورد توجه قرار گرفته است. به ويژه در كليله و گلستان نهايت درجه­ استادي به كار رفته و لفظ و معنا و حتي پرداختهاي هنري و پيرايه بنديها در اوج است.

 درس سيزدهم

 نثرهاي عارفانه

نثر صوفيانه كه با نوشته­هاي كلابادي، هجويري، قشيري و خواجه عبدالله انصاري راه خود را در ادبيات فارسي پيدا كرده بود. در سده­هاي ششم و هفتم اهميت و گسترش يافت و بسياري از صوفيان بزرگ مانند: احمد غزالي، عين­القضات همداني، بهاءالدوله، عطار و ... آثاري شيرين و شورانگيز نوشتند. اينك براي نمونه به معرفي برخي از اين آثار مي­پردازيم:

الف) نامه­هاي عين القضات: از عين القضات آثار و نوشته­هايي زيادي به پارسي باقي مانده كه از آن ميان رساله­هاي يزدان شناخت و تمهيدات حاوي اساسي­ترين انديشه­ها و آراي صوفيانه­ اوست. مهمترين و شيرينترين نوشته­هاي عين­القضات مجموعه­ نامه­هاي اوست كه سبك نگارش همه­ نامه­ها ساده و بي تكلف روان است و در عين حال، به آيات قرآن و اشعار پارسي و تازي، بسيار استشهاد شده ­است كه در زمره­ شيواترين آثار صوفيانه­ قرن ششم محسوب مي­شوند.

ب) آثار فارسي سُهروَردي: آراي شيخ اشراق در آثار متعددي كه به زبان فارسي از او برجاي مانده به ويژه در كتاب حكمة الاشراق كه اخيراً به فارسي هم ترجمه شده- به تفصيل بيان شده است. كتابها و رساله­هاي فارسي او بيشتر تمثيلي و ادبي است؛ از قبيل: آواز پر جبرئيل، رسالة العشق، لغت موران، صفير سيمرغ، رسالة الطير، روزي با جماعت صوفيان و في­ حالة الطفولية كه بيشتر ذوق عرفاني و تمثيل گرايي و زبان رمزي او را نشان مي­دهد.

پ) اسرار التوحيد: چيزي كم از يك صد و سي سال از مرگ ابوسعيد ابو­الخير عارف روشن ضمير خراسان، گذشته بود كه يكي از نوادگان او به نام محمدبن منور، كتابي درباره وي به نام اسرارالتوحيد في مقامات شيخ ابو­سعيدابو­الخير تأليف كرد كه احتمالاً در حدود سال 570 هجري پايان يافته است. محمدبن منور كتاب خود را به سه باب تقسيم كرده و به ويژه در باب دوم كه به بيان حالات شيخ در سالهاي مياني حيات او اختصاص دارد، بسياري از اقوال و اشعاري را كه بر زبان وي رفته گرد آوري و نقل كرده است.

 نثرهاي داستاني

هر چند اين كار از سده­هاي پيش آغاز شده بود مانند اسكندر نامه­ منثور كه از آثار منثور بازمانده از اواخر قرن پنجم است ولي اوج و شكوفايي آن در سده­هاي ششم و هفتم هجري بوده است. از ميان آثار داستاني اين دوره به معرفي چند اثر زير مي­پردازيم.

الف) سَمَكِ عيّار: عياران در خراسان و سيستان بسيار بوده­اند و صفات مردانگي و مردم نوازي و راست­گويي را در فرهنگ ناحيه­ خود ترويج مي­كرده­اند بنابراين، داستانهاي بسياري از پهلوانان و عياران هميشه بر سر زبانها بوده و سينه به سينه به ميراث مي­رسيده است. در قرن ششم هجري، نويسنده­اي پارسي به نام فرامرز­ بن خداداد كه از ناحيه­ ارجان فارسي برخاسته بود قصه­هاي مربوط به يكي از جوان مردان معروف را كه بر سر زبانها بود، با نثري شيوا و دلكش كه از زبان محاوره­ عامه چندان به دور نبود در كتاب مفصلي به نام سمك عيار گردآورد. تحرير اين كتاب در سال 585 هجري آغار گرديد. صحنه­هاي داستان كه سرگذشت پهلوانانيهاي سمك و حوادث مربوط به «‌مرزبان شاه فرخ» ‌است و چون در اين كتاب نامهاي زيباي ايراني و رسمها و آداب و رسوم اجتماعي بسياري آمده كتاب را از جهت مطالعات تاريخي و جامعه شناسي، در خور توجه كرده است.

ب) سندبادنامه: سندبادنامه از تأليفات سندباد، حكيم هندي است كه ترجمه­ آن به زبان پهلوي در ادبيات ايران پيش از اسلام بسيار مشهور بوده است. در دوره­ي اسلامي، اين كتاب به عربي درآمد و در نيمه­ اول قرن چهارم هجري زمان سامانيان به فارسي دري ترجمه شد كه متأسفانه آن ترجمه هم اكنون در دست نيست. ازرقي هروي، شاعر قرن پنجم، اين ترجمه را به نظم درآورد.

ترجمه منثور سندباد نامه گويا تا قرن ششم هجري در دست بوده و در اين زمان ظهيري سمرقندي، چون انشاي آن را ساده يافت بران شده كه آن را به نثري فني و آراسته به امثال و اشعار پارسي و تازي درآورد.

  نثرهاي ديني

از خصايص نثر ديني، سادگي و نزديكي آن با زبان عامه است. عمده­ترين متون ديني در اين دوره هم متنهاي تفسيري بود كه براي نمونه از دو كتاب زير ياد مي­كنيم:

الف) كشف­الاسرار: خواجه عبدالله انصاري كتابي در تفسير قرآن به نثر صوفيانه و به زباني شيرين نوشته است. در سال 520 هجري نويسنده­اي به نام ابوالفضل رشيدالدين ميبدي به شرح و بسط اين كتاب پرداخته و آن را كشف الاسرار و عدة­ الابرار نام نهاده است.

نثر كتاب: هموار و شيرين و دل چسب است  و بيشتر خصوصيات نثرهاي عرفاني را دارد.

ب) روض ­الجنان: نيمه­ اول سده­ ششم هجري را در فرهنگ اسلامي بايد «عصر تفسير نويسي» نام گذاري كرد: زيرا علاوه بر روض­الجنان، يكي از مشهورترين تفسيرهاي شيعه مجمع­البيان طبرسي در همين سالها به زبان عربي تأليف گرديد. در ري دانشمندي شيعي و پارسي دان به نام حسين خُزاعي نيشابوري، معروف به شيخ ابوالفتوح رازي، دست به ترجمه يكي از قديم­ترين و مهم­ترين تفسيرهاي شيعه به زبان فارسي با نام روض الجنان و روح­ الجنان زد.

 خودآزمايي درس سيزدهم

1) اساسي­ترين انديشه­هاي صوفيانه عين القضات را در چه آثاري مي­توان جست و جو كرد؟

پ: در رساله­هاي يزدان شناخت و تمهيدات.

2) انديشه­هاي شيخ اشراق بيشتر از چه مايه مي­گرفت؟

پ: از تفكر ايراني و حكمت خسرواني1 مايه مي­گرفت.

 3) اسرارالتوحيد اثر كيست؟ چند باب دارد و موضوع آن چيست؟

پ: اثر محمدبن منور ـ سه باب دارد ـ موضوع آن درباره­ گفتار و رفتار و حالات شيخ ابو سعيد ابو­الخير عارف برجسته­ قرن پنجم است.

درس چهاردهم

 كتابهاي فني در زمينه­ علوم ادبي

از مهمترين كتابهايي كه در اين زمينه تأليف گرديده، به چند نمونه اشاره مي­كنيم:

الف) ترجمان البلاغه: اثر محمدبن عمر رادوياني كه احتمالاً ‌در نيمه­ دوم قرن پنجم هجري مي زيسته است و كتاب او هم در همين دوره نوشته شده است.

ب) حدائق السّحر: حدائق السحر في دقايق ­الشعر، اثر رشيد وطواط شاعر قرن ششم و موضوع آن مباحثي از علم معاني و بيان و صنايع لفظي و معنوي كلام است.

پ) المُعجم: المُعجم في معايير اشعار العجم، تأليف شمس قيس رازي است وي در دهه­ نخستين سده­ هفتم مي­زيسته است. اين كتاب اصلاً مشتمل بر دو بخش است: بخش اول در فن عروض و بخش دوم در علم قافيه و نقد شعر.

نثر كتاب: به ويژه در مقدمه، مصنوع متكلف و پر از امثال و اصطلاحات و واژه­هاي تازي است.

  نثرهاي تاريخي

نثر تاريخي كه با شاهنامه­ ابومنصوري آغاز شده و در قرن پنجم در كتاب تاريخ بيهقي اوج و اعتبار خاصي يافته بود. در سده­ ششم گسترش پيدا كرد و كتاب­هاي بيشتري در تاريخ جهان يا تاريخ شهرها و سلسله­ها پديد آمدند. مهمترين اين آثار را در اينجا معرفي مي­كنيم:

الف) مجمع التواريخ:  نام مؤلف اين كتاب معلوم نيست ولي از اطلاعات خود كتاب چنين بر مي­آيد كه وي از مردم همدان يا اسد آباد بوده و كتاب را در سال 520 در عهد ساطان  سلجوقي نوشته است.

اهميت ادبي كتاب: اهميت ادبي آن از امتيازات تاريخي آن كمتر نيست. با وجود آن كه در سده­ ششم نوشته شده است، شيوه انشاي آن از نظر سادگي و داشتن واژه­ها و اصطلاحات كهن فارسي، دست كمي از نوشته­هاي قرن چهارم ندارد و نظر سبك نويسندگي هم تحت تأثير آثار اين قرن بوده است. در اين كتاب شمار لغات تازي ـ جز در مقدمه ـ بسيار اندك است.

ب) تاريخ بيهق: كتاب تاريخ بيهق، نوشته­ ابوالحسن علي­بن­زيد بيهقي معروف به «ابن فندق» است كه حاوي مطالب تاريخي جغرافيايي است كه در اصطلاح به آن «جغرافياي تاريخي» مي­گويند.

از بيهقي آثار زيادي باقي مانده است كه بيشتر آنها عربي است. مهمترين كتاب پارسي او تاريخ بيهق نام دارد كه در تاريخ و جغرافياي ناحيه­ بيهق (منطقه­ سبزوار كنوني) و سرگذشت دانشمندان و رجال علم و ادب آن جاست و در آن اطلاعات تاريخي و جغرافيايي بسياري مي توان يافت.

پ) راحة الصدور: اثر نجم­الدين راوندي و متعلق به اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري است.

موضوع كتاب: اين كتاب تاريخ خاندان سلجوقي از ابتدا كار تا روزگار مؤلف است و در پايان هم فصولي در ادب شطرنج و مسابقات تيراندازي و شكار و هنر خطاطي آمده كه بسيار ارزشمند و كم نظير است. از نظر ادبي راحةالصدور از بهترين كتابهاي منثور فارسي است كه بخشهايي از آن به نثر ساده و بخشهايي به نثر فني و مزين نوشته شده است. در قسمت فني كتاب، استشهاد به امثال و اشعار پارسي به ويژه اشعار شاهنامه فراوان ديده مي­شود. گاهي هم قصايد كامل از شاعران عصر خود را در كتاب آورده است.

 نثرهاي ادبي

در دوره­ي مورد بحث، بيش از آن كه معنا و مضمون كتابها مورد توجه مؤلف و ادباي پس از او قرار گرفته باشد به نثر آنها به عنوان يك نوشته­ ادبي و زيبا توجه شده است. در اين جا به اختصار به چند كتاب اشاره مي كنيم.

الف) كليله و دمنه: اين كتاب  را به دستور انوشيروان از هند به ايران  آوردند و با افزوده­هاي به پهلوي ترجمه كردند. در قرن دوم هجري، ابن مقفع آن را به عربي ترجمه كرد و در زمان سامانيان رودكي آن را به نظم فارسي درآورد. در سال 536 هجري، ابوالمعالي نصرالله منشي، كليله­ ابن مقفع را با نثري بسيار فصيح و زيبا و استوار آرسته، به صورت آزاد به فارسي برگرداند و از خود هم چيزهايي بر آن افزود و آن را كليله و دمنه بهرام شاهي نام گذاشت.

موضوع كتاب: موضوع اين كتاب تمثيلها و داستانهايي است كه از زبان حيوانات به ويژه دو شغال به نامهاي «كليله» و « دمنه» نقل مي­شود.

نثر كتاب: نثر كتاب از لحاظ استواري انشا و تركيب عبارات و داشتن اسلوب عالي و آراستگي و پيراستگي زبان و مفرد است كم نظير است. از آن جا كه نويسنده در اين كتاب به سجع و موازنه و آوردن شار و امثال فارسي و عربي و آيات و احاديث پرداخته است. بسياري از منتقدان كار او را سرآغاز نثر فنّي فارسي و كتاب وي را نمونه عالي اين سبك به شمار آورده اند. بسياري از نويسندگان از شيوه نثر ابولعالي تقليد كردند امّا جز سعدي شيرازي هيچ كس نتوانست در اين راه، توفيق چشمگيري به دست بياورد.

ب) چهار مقاله: در ميانه سده ششم هجري، نظامي عروضي سمرقندي، كتابي به نام مجمع النّوادر پديد آورد كه چون متقل بر چهار گفتار درباره­ دبيران، شاعران، منجمان و طبيبان بود. از قديم به چهارمقاله معروف شده است. وي در ابتداي هر يك از مقالات كتاب خويش، فصلي در اهميت آن دانش آورده و آن گاه به ذكر حكاياتي از پيشينيان پرداخته است. اين كتاب از نظر ادبي، اهميت فراوان دارد.

پ) مرزبان نامه: در واپسين سالـهاي سده­ چهارم يكي از اسپهبدان مازندران به نام مرزبان­ بن رستم كتابي به شيوه­ كليه و دمنه فرآهم آورد و آن را مرزبان نامه نام نهاد. اصل كتاب به زبان طبري است كه بعدها سعدالدين وراويني آن را به فارسي تحرير و ترجمه كرد.

مرزبان نامه وراويني مشتمل بر نه باب است با يك مقدمه و يك ذيل، وي برخي از حكايتها را در تحرير خود نياورده و در واقع، خلاصه­اي از كتاب را به پارسي نقل كرده ­است.

ت) گلستان: گلستان در سال 656 هجري، توسط مصلح­الدين سعدي، شيخ فرزانه­ شيراز، تأليف شده است. او توانسته است با استفاده از تمام شيوه­ها و شگردهاي نويسندگي فارسي، يعني پرداخت زيبا، فشرده نويسي، بهره وري از شعر، تمثيل و حكايت، تنوع معاني، رنگارنگي الفاظ، دريافتهاي تيزبينانه از مسائل مهم اجتماعي و اخلاقي و سرانجام، ريختن همه­ اينها در ظرفي آراسته و پرداخته، تركيب تازه­اي در نويسندگي فارسي پديد آورد كه اولاً: طبايع همه نفوس را در همه­ دوره­ها سيراب و سرشار مي­كند و در ثاني: آهنگ و سازوارگي خاصي در قلمرو زبان در ذهن و ذوق خواننده مي­نشاند و او را در برابر قدرت شگرف خود به تسليم و تواضع وا مي­دارد.

 گلستان شامل يك مقدمه و هشت باب است به اين ترتيب:

1- در سيرت پادشاهان  

2- در اخلاق درويشان                     

3- در فضيلتقناعت

4- در فوايد خاموشي

5- در عشق و جواني

6- در ضعف و پيري

7- در تأثير تربيت

8- در آداب صحبت

انشاي مقدمه، اندكي فني و آراسته و استوار و دلپذير وانشاي بابها ساد­تر و طبيعي­تر است. هفت باب نخستين كتاب در برگيرنده­ حكايتهايعبرت­انگيز و اغلب كوتاهي است كه عموماً از فرآورده­هاي تجربي او طي سفر سي و پنجساله­اش مايه مي­گيرد. باب هشتم گلستان، بيشتر كلمات و جملات كوتاه و در همفشرده­اي است كه اغلب آنها، امروز يا به صورت ضرب­المثل در ميان عموم رايج است ياخود به خود بر زبان و خامه­ نويسندگان و ادب دوستان گذشته و حال جريان داشته است.از نظر كيفي گلستان فشرده و حاصل تجربيات دلپذير و رنگارنگ سعدي است كه در آنها هيچگونه گزينش و جهت يابي خاصي صورت نگرفته است.

خودآزمايي درس چهاردهم:

1) ترجمان البلاغه ازكيست و در چه زمينه­اي نوشته شده است؟

پ: از دانشمندي ادب شناس به ناممحمدبن عمر رادوياني و در زمينه­ علم بلاغت نوشته شده ­است.

2) اصل كتاب مرزباننامه به چه زباني است و تأليف كيست؟

پ: به زبان طبري و تأليف مرزبان بنرستم.

3) نام ديگر چهار مقالهو موضوع آن چيست؟

پ: نام ديگر آن مجمع­النوادر است وموضوع آن چهار گفتار يا مقاله درباره­ دبيران و شاعران و منجمان و طبيبان است.

4) گلستان شامل چهقسمتهايي است؟

پ: گلستان شامل يك مقدمه و هشتباب است. به اين ترتيب: در سيرت پادشاهان، در اخلاق درويشان، در فضيلت قناعت، درفوايد خاموشي، در عشق و جواني، در ضعف و پيري، در تأثير تربيت و در آدابصحبت.

بخش نهم:

عصر مولوي

در آمدي بر عصر مولوي، دروه­ حماسه­هايعرفاني

در اين دوره كشمكشهاي بي­مورد و مكررحكومتها و تاخت و تاز اقوام بي­فرهنگي چون غزان و مغولان، باعث دل مردگي در ميانمردم شده بود. در اين زمان، تنها «عرفان» مي­توانست فرهنگ و منزلت ايراني را ضمانتكند.

شعر عرفاني با تكيه بر عواطف انساني وپيش كشيدن اصولي مثل تسامح و مدارا، محبت، خدمت بلا شرط و ... انسان را به سوي كمالو سر نهادن برآستان حق دعوت مي­كند.

شعر عصر مولوي:كه درانديشه­ عرفاني جريان مي­يابد، انسان نوميد و مصيبت زده را به اين دنياي برتر قرامي­خواند و در برابر حوادث به او دل گرمي مي­دهد. در شعر عصر مولوي، سنايي پيشگاماست و به قول مولانا، چشم و چراغ1و عطار قافله سالار و خود مولانا،خداوندگار قلمرو شعر و عرفان. شعر عصر مولوي را با شاهان و فرمانروايان ، كاري نيست. پس بيش­تر بجاي قصيده ، قالب غزل را كه زبان دل و افزار دست عشق است، برمي­گزيند.در كنار آن، قالب مثنوي هم به خدمت مي­گيرد، بلندترين و سرشارترين مثنويهاي عرفانيدر اين دوره سروده شده­اند. برخي از منظومه­هاي بزرگ اين دوره عبارتنداز: حديقه،مخزن­الاسرار، منطق­الطير و مثنوي معنوي

+ نوشته شده توسط گلچین در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 1:45 قبل از ظهر |

درس پانزدهم

 خيام و ترانه­هاي فلسفي

حكيم عمر خيام، اهل نيشابور و در قرن پنجم و دهه­هاي نخستين قرن ششم مي­زيسته است. آرامگاه او در شهر نيشابور است. روزگار خيام روزگار عجيبي بود. در نيشابور و شهرهاي ديگر ميان فرقه­هاي مذهبي اختلافهاي بسياري بود. دنياي سياسي آن روزگار آلوده به تعصب و قشري­گري بود. متعصبان، فلاسفه و حكما و حتي دانشمنداني همچون خيام را دهري و كافر قلمداد مي­كردند. در چنين زمانه­اي است كه خيام انديشه­ها و تأملات فلسفي خود را در قالب اشعاري كوتاه به نام رباعي مي­ريزد.

رباعي، مخصوص انديشه­هاي كوتاه و عميق و تأملات فلسفي است كه معمولاً در آن تكيه­ اصلي معنا در مصراع چهارم است.

تعداد ترانه­هايي كه از او باقي مانده زياد نيست. اما بعد از خيام، در مجموعه­ها و كتابها، مقدار زيادي رباعي به او نسبت داده شده كه بسياري از آنها قطعاً از شاعر نيشابور نيست. رباعيات خيام به زبانهاي خارجي ترجمه شده و او را در ادبيات مغرب زمين به ويژه در حوزه­ نفوذ زبان انگليسي، چهره­اي جهاني و مشهور كرده است.

سنايي، شوريده­اي درغزنه

شهر غزنين در آن سالها كه ابوالمجد مجدودبن آدم سنايي درآن پا به عرصه هستي نهاد يعني در حوالي سال 473 آوازه و شكوهي را كه در دوره­اول حكومت غزنويان داشت،‌ به كلي از دست داده بود. تنها ستنايي بود كه از همانخردسالي، دغدغه­هاي سوزناك خاطرش را مي­آشفت و ذهن و انديشه­اش را براي تحولي آمادهنگه مي­داشت ـ البته او هم يك چند به شيوه­ زمانه روي به دربارها نهاد اما اينمرحله، چندان نپاييد و وي در اثر آمادگي روحي و عاطفي خاصي كه پيدا كرده بود يك بارچنان از خواب غفلت بيدار شد كه ديگر هيچ قرار و آرام نيافت. سنايي در سال 523 هجريدرگذشت و در زادگاه خود غزنين به خاك سپرده شد. آرمگاه او اينك در آن شهر ـ واقع دركشور افغانستان ـ زيارتگاه ادب دوستان و صاحبدلان است.

آثار سنايي

1. ديوان اشعار: كه حاوي قصايد، غزليات، قطعات و اشعارپراكنده­اي است كه از او بر جاي مانده است .

2. حديقة­الحقيقه: كه مهمترين مثنويسنايي و يكي از كهنترين منظومه­هاي عرفاني محسوب مي­شود. نام ديگر آن الهي نامه استو در سال 525 پايان يافته است.

3. سيرالعباد الي المعاد: حدود هفتصدبيت است و در آن به طريق تمثيل از خلقت انسان و نفوس و عقلها و موضوعات اخلاق ديگرسخن رفته است.

4. طريق التحقيق: اين مثنوي به وزن وشيوه­ حديقه سروده شده كه در سال 528 پايان يافته است.

5. كارنامه­ بلخ: حدود پانصد بيت استو مبناي آن بر مزاح و مطايبه است و به همين جهت آن را مطايبه نامه هم گفته­اند.

6.مثنوي عشق نامه: كه حدود هزار بيتو پر از حقايق و معارف و مواعظ و حكم است.

7.مكاتيب سنايي: كه شامل نوشته­ها ونامه­هايي به نثر مي­باشد.

سنايي و ديگران: تأثير سنايي برشاعران پس از خود درخور يادآوري است. خاقاني در قصايد و غزليات و نظم تحفةالعراقينبه طريق سنايي رفته و به حديقه توجه داشته، عطار غزل سرايي عرفاني را به طرز سناييبه كمال رسانيده و در منطق­الطير به حديقه سنايي نظر داشته و مولانا جلال الدين درپرداختن غزليات ديوان شمس از پي سنايي و عطار رفته است و مثنوي و معنوي را به شيوه­الهي نامه­ (حديقه) به نظم درآورده است.

سنايي در قصايد به زهد و حكمت و مضامين اخلاقي روي آورد ودر غزل به جاي مضمونهاي عاشقانه به معاني عرفاني پرداخت و با اين كار، شعر فارسي رابه تحولي بزرگ رهنمون ساخت و سرودن اشعار زهد آميز و پند آموز در ميان بسياري ازشاعران معمول گرديد و قالب غزل هم گسترش پيدا كرد و بر ديگر قالبهاي شعري از جمله قصيده، برتري يافت.

خودآزمايي درسپانزدهم

1) سنايي در قصايد وغزليات، بيشتر متوجه چه مضاميني است؟

پ: در قصايد به زهد و حكمت و مضاميناخلاقي توجه دارد و در غزل به مضمونهاي عرفاني و الهامات ناشي از عشق واقعي به مبدأهستي توجه­ دارد.

2) چرا برخي تصوركرده­اند، سنايي گرايش شيعي دارد؟

پ: زيرا در پاره­اي از قطعات او، چنانشيفته و دل­باخته­ اهل بيت و فضايل ائمه دين است. كه همين امر سبب شده است كه برخيوي را در زمره­ شاعران و مؤلفان شيعه قلمداد كنند.

3) در شعر عصر مولوي،پيشگامي از آن كيست؟

پ: سنايي

4) رباعي يا ترانهبيشتر چه كاربردي دارد؟

پ: مخصوص انديشه­هاي كوتاه و عميق وتأملات فلسفي است و معمولاً‌ در آن تكيه­ يا اصل معنا در مصراع چهاماست.

5) پايه­ اصليانديشه­هاي خيامي، تأمل در چيست؟

پ: تأمل در فلسفه است كه پايه­ اصليآن بر شك و حيرت است.

درس شانزدهم

 خاقاني شاعر دير آشنا

تولد خاقاني در شروان بود و پدرش پيشه­ دوردگري (نجاري) داشت و مادرش كنيزكي عيسوي مذهب بود كه بعدها اسلام آورد. وجود چنين پدر و مادر گمنامي، نمي­توانست براي شاعر آوازه جوي شروان، نام آوازه­ شمرده شود. به همين جهت خاقاني به آموختن روي آورد و در فراگيري دانشهاي روزگار خود به فارسي و عربي كوشش درخور نشان داد. ابتدا نزد عمو و پسر عموي خود انواع علوم ادبي را فراگرفت سپس از خدمت ابوالعلايي گنجوي، شاعر بزرگ آن روزگار، فنون شاعري را آموخت. او در آغاز «‌حقايقي»‌ تخلص مي­كرد، پس از رسيدن به خدمت خاقان منوچهر، پادشاه شروان، تخلص خاقاني را برخود نهاد.

روح ناآرام خاقاني بودن در شروان را بر شناخت و قصد سفر كرد. ابتدا به ري و بعد به قصر سفر به حج بار بست و در وصف مكه و مدينه چكامه­هاي بلند و پر مغزي سرود و در ادامه­ همين سفر بود كه سر راه كاخ فرو پاشيده مداين را ديد و قصيده­ پر درد و عبرت­انگيز خود را در وصف آن بناي تاريخي و پر سابقه سرود1. حاصل اين سفر زيارتي سياحتي براي خافاني منظومه­ معروف تحفة­العراقين است كه شايد بتوان آن را به حبس خاقاني كشيد كه حدود يك سال طول كشيد و در ايام وي چندين چكامه صميمانه و شيوا سرود كه در زمر­ي گويا ترين حبسيات زبان فارسي است.

او در سال 571 فرزندش، رشيدالدين را كه كم از ببيست سال داشت، از دست داد و در سوگ او چندين چكامه­ مؤثر به قلم درآورد. بعد از اين مصيبت، خاقاني در گوشه­اي واپسين سالهاي عمر خود را در تبريز گذراند و به سال 595 در آن شهر درگذشت قبر او در مقرة­الشعراي تبريز زيارتگاه ادبيان و صاحب دلان است.

آثار خافاني: از خاقاني علاوه بر ديوان قصايد و غزليات و تحفة­العراقين، مجموعه­اي به نثر به نام منشأت در دست است.

فكر و شعر خاقاني: در اشعار و چكامه­هاي پر درد و داغ خاقاني او را مردي نازك دل و زود رنج مي­يابيم. در پاره­اي از اشعار به ويژه در غزليات چاشني زهد و عرفان ديده مي­شود. اما تصوف او متوسط است.

ديوان او در شكل و شعرش دشوار و ديرياب است. او در توصيف آسمان و شب و به ويژه صبح و طلوع آفتاب دستي توانا دارد. وصف كعبه و وصف بيابانها و سختيهاي ميان راه حالات عاطفي خاص آدمي، يگانه است.

شيوه­ خاص او، بر پيچاندن معاني آشنا و آفريدن تركيبات و تعببرات تاره استوار است. تشبيهات و استعارات خاقاني مثل تعبيراتش غريب است و فهم آنها دقت و دانش افزونتري مي­طلبد.

 نظامي، فرمانرواي قلمرو داستان سرايي

داستان سرايي كه با ويس ورامين فخرالدين اسعد گرگاني در سده­ پنجم هجري آغاز شده بود، در منظومه­هاي پر آوازه­ جمال­­الدين ابومحمد الياس بن يوسف معروف به نظامي گنجوي، به اوج خود رسد. بسياري از شاعران به تقليد از نظامي به سرودن داستانهايي همانند منظومه­هاي او روي آوردند.

آثار نظامي: مهمترين اثر او پنج دفتر شعر اوست در پنج وزن گوناگون كه به «پنج گنج» يا «‌خمسه» مشهور شده و تدوين و نظم آنها نزديك به سي سال طول كشيد.

1- نخستين منظومه­ پنج گنج نظامي مخزن الاسرار است، در بيست مقاله، راجع به زهد و حكمت و عرفان. منظومه­اي است اندرزي و اخلاقي كه به پيروي از حديقة­الحقيقه سنايي گفته شده و 2260 بيت دارد و در سال 570 هجري سروده شده است.

2- دومين مثنوي نظامي، خسرو و شيرين نام دارد كه به سال 576 در 6500 بيت گفته شده و موضوع آن داستان دلدادگي خسرو، شاهزاده­ ايراني است با شيرين.

3- داستان ليلي و مجنون، سومين منظومه پنج گنج نظامي است كه در سال 584 تمام شده و موضوع آن ماجراي دل باختگي قيس از قبيله­ بني  عامر  ـ معروف به مجنون است بر دخترك همسال او ليلي كه به ناخواه به عقد مردي به نام ابن سلام درمي­آيد.

4- چهارمين داستان پنج گنج هفت پيكر يا هفت گنبد نام دارد كه گاهي بهرام نامه نيز خوانده شده و 5136 بيت دارد كه به سال 593 پرداخته شده است.

5- واپسين مثنوي از مجمموعه­ خمسه، اسكندرنامه است كه خود به دو بخش شرف نامه و اقبال نامه تقسيم مي­شود. موضوع آن سرگذشت اسكندر و كارهاي اوست كه مجموعاً 10500 بيت دارد و آخرين تجديد نظر را نظامي به سال599 در اين كتاب كرده است. علاوه بر پنج گنج، نظامي سردوه­هاي ديگري شامل قصيده و غزل و قطعه دارد.

شعر و انديشه­ نظامي: تأثير شيوه­ نظامي بر شعر فارسي انكار ناپذير است. اهميت كار نظامي توجه­ به مضمونهاي اخلاقي و اندرزي ـ به خصوص در مثنوي مخزن الاسرار كه تكيه گاه تازه­اي براي شعر فارسي ايجاد كرد.

طرز شاعري نظامي، به استواري لفظ و دقت معني و موسيقي ممتاز كلام آراسته است. با آن كه نظامي در مخزن الاسرار به حديقه و در نظم ساير داستانها ـ جز ليلي و مجنون ـ به شاهنامه نظر داشته اما به دليل نوآوريهايي كه در قلمرو تركيب و معني و ساختار داستاني دارد، هرگز نمي­توان او را وامدار شاعران پيشين دانست. او در سال 608 هـ.ق زندگي را بدرود گفت و در شهر گنجه به خاك سپرده شد.

 خوآزمايي درس شانزدهم

1) چرا خاقاني را «شاعر صبح» ناميده اند؟

پ: چون در توصيف جلوه­هاي طبيعت، به صبح و طلوع آفتاب علاقه­ بيشتري دارد، به گونه­اي كه كمتر قصيده يا قطعه يا غزلي است كه با اشاره به صبح و توصيف آن آغاز نشده باشد. مثال:  

آمد نفس صبح و پيامت نرسانيد بوي تو نياورد و پيامت نرسانيد

 2) خاقاني در سبك بيان، بيشتر متأثر از كيست؟

پ: سنايي

 3) خاقاني و مسعودسعد، در كدام نوع ادبي سروده­هاي مشابه دارند؟

پ: حبسيات

4) پنج گنج نظامي در چه قالبي سروده شده؟

پ:در قالب مثنوي اما در پنج وزن گوناگون سروده شده­.

 5) چه تفاوت عمده­اي در كار نظامي هست كه وي را از ديگر معاصران ممتاز مي­كند؟ پ: نظامي براي خود سبك و روشي جداگانه دارد و با توجه به مضمونهاي اخلاقي و اندرزي تكيه گاه ­تازه­اي براي شعر فارسي ايجاد كرد و همچنين كلام او به استواري لفظ و دقت معني و موسيقي ممتار آراسته است، مجموعه­ اين عوامل وي را از ديگر معاصران ممتاز مي­كند.

 

6) چه كساني از نظامي تقليد كرده اند؟ كدام يك موفق بوده­اند؟

پ: بسياري از شاعران به سرودن داستانهايي همانند منظومه­هاي نظامي روي آوردند و بازار تقليد از نظامي روبه گرمي نهاد مانند: خواجوي كرماني، امير خسرو دهلوي، جامي و .... كه از اين ميان « خمسه­ امير خسرو دهلوي »‌ تقريباً  موفقترين آنها به شمار مي­آيد.

  درس هفدهم

عطار، شيخ نيشابور

فريدالدين عطار نيشابوري در حدود سال 540 هجري در كدكن، يكي از خُراي نيشابور، چشم به جهان گشود و پدر و مادرش تا پايان روزگار جواني وي زنده بوده­اند. در آغاز به پبشه­ پدري، عطاري (دارو فروشي مشغول بود ولي در سالهاي مياني دچار تحولي روحي مي­شود به گونه­اي كه نيمه­ دوم حيات او بيشتر به تأليف كتب و سرودن اشعار ژرف و پرمعنا گذاشته است. او حدود سال 617 هجري در گذشت كه برخي نوشته­اند او در حمله­ خانمان سوز مغول به نيشابور شهيد شد كه دليل تاريخي و محكمي براي آن وجود ندارد.

  آثار تاريخي:

ديوان او شامل قصايد و غزليات و بيشتر آنها عرفاني است. همچنين مثنويهايي از او باقي مانده كه مي­توان به اين آثار اشاره كرد:

1-منطق­الطير: اين مثنوي كه حدود 4600 بيت دارد، مهمترين و برجسته­ترين مثنوي عطار و يكي از مشهورترين مثنويهاي تمثيلي فارسي است.

موضوع آن، عبارت است از داستان گروهي از مرغان كه براي يافتن سيمرغ ـ كه پادشاه آنهاست ـ به راهنمايي هدهد به راه مي­افتند و در اين راه از هفت مرحله­ سهمگين مي­گذرد و در هر مرحله گروهي از مرغان از راه باز مي­مانند و سرانجام «سي مرغ»‌ باقي مانند و چون به خود مي­نگرند درمي­يابند كه آن چه بيرون از خود مي­جسته اند ـ سيمرغ ـ اينك در وجود خود آنهاست. منظور عطار از "مرغان"، سالكان راه و از "سي مرغ" مردان خداجويي است كه پس از عبور از مرحله هفتگانه سلوك، سرانجام حقيقت را در وجود خويش كشف مي­كنند.

2-الهي نامه: اين منظومه مجموعه­اي است از قصه­هاي گوناگون و كوتاه كه مبتني بر گفت و شنود پدري با پسران خود است.

3-مصيبت نامه: يكي ديگر از منظومه­هاي مهم عطار كه در بيان مصيبتها و گرفتاريهاي روحاني سالك و مشتمل است بر حكايتهاي فرعي. بسا كه هركدام خالي از فايده نيست. در اين منظومه شيخ خواننده را از وراي لفظ و ظواهر امر، به حقيقت اشيا متوجه مي­سازد.

4-مختار نامه: كه شامل رباعيات استوار و عميق عارفانه و متفكرانه است.

5-تذكرة­ الاوليا: كه سرگذشت و حكايات مربوط به نودو هفت تن از اوليا و مشايخ تصوف است و در سال اواخر سده­ ششم يا اوايل سده­ هفتم هجري تأليف شده است. پيش از عطار جلابي هجويري در كتاب المحجوب و عبدالرحمن شلمي در طبقات الصوفيه چنين كاري را انجام داده­اند.

مولوي، خداوندگار عشق و عرفان

مولانا جلال­الدين محمد بلخي در حدود سال 604 هجري در بلخ زاده شد. پدرش بهاءالدين ولد معروف به «‌سلطان العلما» واعظي زبان آور و صاحب نام بود كه به صوفيه گرايشي خاص داشت و از او مجموعه­اي با عنوان معارف بهاءولد در تهران به چاپ رسيده است. بعد از فوت پدر، جلال­الدين به درخواست مريدان، بر مسند تدريس و منبر وعظ بهاءولد نشست. يك سال بعد برهان­الدين محقق كه براي ديدن استاد به قونيه آمده بود، چون استاد مرده بود، فرزند او را تحت ارشاد و تربيت خويش در آورد. برهان­الدين در سال 638 هـ درگذشت در سال 642 هـ حادثه­اي شگرف در زندگي مولانا روي داد و آن ديدن شمس تبريزي بود. صحبت اين درويش بي­ سر و سامان چنان انقلابي در روح مولانا پديد آورد كه درس و وعظ را كنار گذاشت و يك باره دل به همدمي وي تسليم كرد و ساعتها و روزها با شمس در خلوت به سماع و وجد و حال مي­پرداخت. تا اينكه بر اثر تهديد مريدان، شمس قونيه را ترك گفت و مولانا تا پايان عمر از ديدار با شمس نا اميد نشد و بر اثر اين غزلهاي شورانگيز و پر ذوق و حالي سرود كه مجموع آنها به نام «‌ديوان كبير يا كليات شمس تبريزي» نام بردار گشته است.

پس از غيبت شمس، صلاح­الدين زركوب دل وي را ربود. مولانا زركوب را نايب و خليفه­ خويش كرد و دختر او را به عقد پسر خود، سلطان ولد، درآورد. بعد از مرگ صلاح­الدين به سال 658 هـ ، مولوي به جاي او حسام­الدين چلپي را به دوستي و مصاحبت خود برگزيد و همين حسام الدين است كه مولوي را به سرودن كتاب عظيم مثنوي برانگيخت تا به جاي حديقه سنايي و منطق­الطير عطار كه در حلقه­ مريدان تدريس مي­شد خود كتابي بسرايد. سرانجام، مولانا در سال 672 هـ درگذشت و او را در جوار آرامگاه پدرش در محلي به نام «‌باغ سلطان» دفن كردند كه امروزه در شهر قونيه (واقع در تركيه­ كنوني) زيارتگاه صاحبدلان است.

مريدانش به او «خداوندگار» و ‌«حضرت مولانا» مي­گفتند و طريقه­هايي كه او در عرفان فارسي بنيان گذاشت به همت فرزندش ـ سلطان ولد ـ استمرار و گسترش يافت و فرقه او به «مولويه» ‌مشهور شد كه هنوز هم در تركيه پيروان زيادي دارد.

آثار مولوي: آثار مولوي به دو قسمت سروده­ها و نوشته­ها تقسيم مي­شود:

الف) سروده ها

1- مثنوي معنوي: مهمترين و پرآوازه­ترين اثر مولوي است كه نظمش حدود ده سال طول كشيد. نظم اين كتاب به درخواست حسام­الدين و به منظور تدريس در حلقه­ درس مريدان به سال 660 هـ آغاز شد. هجده بيت آغاز كتاب به ني نامه مشهور است و مثنوي شامل شش دفتر و در مجموع حدود 26 هزار بيت است.

2- غزليات شمس: كه شامل غزلهاي سرشار از عاطفه و رباعيات مولوي است و به بيش از چهل هزار بيت بالغ مي­شود. بيشتر اين غزلها را در ايام همدمي با شمس يا در فراق او و برخي را در زمان صلا­ح­الدين، در حال وجد و سماع سروده است. چون نام شمس را به جاي تخلص شعري خود در پايان بيشتر غزلها آورده اين مجموعه به كليات شمس يا ديوان كبير مشهور شده است.

 ب) نوشته­ها

كه شامل آثار منثور فارسي مولاناست و به صورت تقرير است و املا، يعني مولوي مي گفته است و ديگران مي­نوشته­اند:

1- فيه مافيه:  كه مجموعه­ سخناني است كه مولانا در مجالس خويش مي­گفته و مريدان مي­نوشته­اند.

2- مجالس سبعه: عبارت است از هفت مجلس (خطابه) كه جلال­الدين در سالهايي كه به منبر مي­رفته، بيان كرده و تقريباً‌ تمام اين مجالس به سالهاي پيش از آشنايي مولانا با شمس مربوط مي­شود.

3- مكاتيب: مجموعه­ نامه­هاي مولاناست كه سبك نويسندگي او را بهتر از نوشته­هاي ديگرش نمودار مي­سازد.

در آسمان شعر و انديشه­ مولانا: در مثنوي و اساساً‌ در شعر و انديشه­ مولانا، تعاليم بلند اسلامي، آيات آسماني قرآن، احاديث و روايات درخشان منسوب به پيامبر اكرم (ص) و بزرگان دين به گونه اي ممتاز و بديع درج شده است كه در قلمروي زبان فارسي، هيچ كتابي به پاي آن نمي رسد. زبان شعر مولانا زبان دل است؛ دلي بي قرار و سوخته در آتش عشق كه در غزليّات شمس لحني آسماني و برتر به خود گرفته است. در غزليّات، موسيقي كلمات بي مانند است و در عوض، در مثنوي استواري لفظ و همنشيني مفهوم و انديشه بيشتر است. در مثنوي، انسان در مصاف با بديها و تباهيها و نادانيها و از آن بالاتر، در مصاف با خويشتن، سر فراز و پيروز بيرون مي آيد و شايستگي دريافت عنوان «كامل» را به دست مي آورد.

 خودآزمايي درس هفدهم

1)جايگاه عطار را در ادب ايران چگونه ارزيابي مي­كنيد؟

پ: عطار از شاعران بزرگ و معتدل ادب فارسي است كه خود به درجه والايي از معرفت دست يافته است. او موفق شد آن چه را كه سنايي از سرمايه­هاي عرفاني وارد شعر فارسي كرده بود با برجستگي خاص، به كمال نسبي خود نزديك كند و راه را براي رسيدن شعر عرفاني به قلعه كمال در مثنوي معنوي و غزليات شمس هموار سازد.

 2) سبك بيان عطار در منطق­الطير چگونه است؟ اين اثر از كدام نوع به شمار مي­رود؟

پ: سبك بيان او «‌تمثيلي و رمزي » ‌است كه براي نشان دادن مراحل سير و سلوك و دشواريهاي آن به كار رفته است. از نوع ادبيات «‌تعليمي» ‌است.

3)موضوع مكاتيب مولوي چيست؟

پ: مكاتيب مجموعه­ نامه­هاي مولوي و به انشاي خود اوست.

4)جايگاه و شأن مولوي را در ميان شعراي ايران چگونه ارزيابي مي­كنيد؟

پ: مولانا خوش نامترين و مردمي­ترين شاعر زمانه­ خويش و حتي سرتاسر ادبيات فارسي است. او شاعري است كه مضامين عارفانه را در دو اثر ماندگار خود، «‌مثنوي و غزليات شمس»‌ به اوج خود رسانيد.

  بخش دهم:

عصر سعدي

درآمدي بر عصر سعدي، در اوج و اعتدال

در اين دوره، گسترش زبان فارسي در بيرون از مرزهاي جغرافيايي ايران به اوج خود رسيده و علاوه بر اقليم فارسي مراكز ديگري نظير قونيه و دهلي هم در بيرون مرزهاي جغرافيايي پيدا شد. عصر سعدي روزگار كسادي نسبي بازار قصيده و رونق و اعتبار غزل است. در شعر اين عصر، ديگر نه از آن خشكي زبان شعر آغازين خراسان در عصر فردوسي و ناصر خسرو، خبري هست و نه از آن تكلفها و واژه­پردازيها و لفظ بازيهاي تازي مآبانه­ عصر انوري نشان چنداني بر جاي مانده است.

خرد عصر سعدي در خدمت تجربيات زندگي و دستاوردهاي اخلاقي و عاطفي آن روزگار قرار دارد. بخشي از آن معرف شناخت جامعه و محيط بيرون است و بخشي هم متوجه درون آدمي و بازشناسي ابعاد احساس و عاطفه­ شاعر. در شعر و ادب اين دوره، سعدي در اوج عظمت و اعتدال است و هركس غير از او در حضيض.

درس هجدهم

 سعدي، فرمانرواي ملكِ سخن

نام او مصلح، لقبش مشرف­الدين و عنوان شعري­اش،« سعدي» است كه در حوالي سال 606 هجري قبل از حمله­ مغول در خانواده­اي كه پدران او به تعبير خودش «همه عالمان دين بودند» در شيراز ديده به جهان گشود. به اعتبار استادي مسلم و در شعر و نثر، اين شاعر نويسنده را فرمانرواي قلم و سخن فارسي ناميده­ايم . او آموزشهاي مقدماتي را در زادگاه خود ـ شيراز ـ فراگرفت و در حدود سال620 براي اتمام تحصيلات، راه بغداد را در پيش گرفت. اما ناگهان انگيزه­ دانش اندوزي در او به هواي جهانگردي بدل شد و از بغداد، راه ديگر بلاد عربي را در پيش گرفت.

او علاوه بر سرزمينهاي عربي، به روم و شرق عالم نيز رفته است، اما هيچ جا قرار نيافت و بعد از سي و پنچ سال خانه به دوشي در حالي كه نزديك به پنجاه سال داشت به شيراز بازگشت. در اين ايام اتابك ابوبكر، پسر سعد زنگي بر شيراز حكومت مي­كرد و اتابكان با سياست و چاره انديشي توانسته بودند سرزمين فارس را از آتش هجوم ويرانگر تاتار در امان نگه دارند و از آن براي شاعران و صاحب قلمان يك جزيره ثبات بسازند.

 آثار سعدي:

1- بوستان يا سعدي نامه: اولين اثر مدون اوست كه كار سرودن آن به سال 655 تمام شده است. موضوع آن، اخلاق و تربيت و سياست و اجتماعيات است در ده باب: عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، ذكر، تربيت، شكر، ‌توبه، مناجات و ختم كتاب.

حدود چهارهزار بيت دارد و به نام اتابك ابوبكربن سعد زنگي است .

2- گلستان:  شاهكار نويسندگي و بلاغت فارسي است كه در سال 656 تأليف يافته است و معرفي آن در ذيل آثار عصر ابوالمعالي آمده است.

3- قصايد عربي: كه حدود هفتصد بيت است و شامل موضوعات غنايي و مدح و اندرز و مرثيه است.

4- قصايد فارسي: در ستايش پروردگار و مدح و اندرز بزرگان و پادشاهان معاصر وي مي باشد.

5- مراثي: شامل چند قصيده­ بلند در رثاي مستعصم بالله ـ آخرين خليفه­ عباسي ـ و نيز چكامه­هايي در رثاي چند تن از اتابكان فارسي و رجال و وزراي آن عهد است.

6- ملمعّات و مثلثات و ترجيعات: ترجيع بندهاي مفصل و معروف

بسيار لطيف و دلپذير و ممتاز است.

7- غزليات: كه شامل چهار بخش است: طيبات، بدايع، خواتيم و غزليات قديم.

8- مجالس پنج­گانه: به نثر كه در بردارنده­ خطابه­ها و سخنرانيهاي سعدي است و موضوع آن ارشاد و نصيحت است.

9- نصيحة­الملوك:  در پند و اخلاق و چندين رساله­ ديگر به نثر در موضوعات گوناگون.

10- صاحبيه: مجموعه­ چند قطعه­ فارسي و عربي است كه بيشتر آنها در ستايش شمس الدين صاحب ديوان جويني است و به همين دليل آن را «صاحبيه» ناميده است. مجموعه­ اين آثار كليات سعدي ناميده مي­شود.

دنياي شعر و فكر سعدي: در كليات سعدي همه چيز در جاي خود قرار دارد. اگر دنياي واقعي و ملموس آدميان را با همه­ شيرينيها و تلخيهايش در گلستان مي­بيني، در كنار آن دنياي پاك و خواستني و سراسر آرماني بوستان هم هست كه همگان يك سره در آن به مراد مي­رسند.

در كليات سعدي، اوج و ابتذال دنياي آدميان هر يك در جايگاه خويش انعكاس يافته است. تقريباً همه­ قالب­هاي شعري و تمام موضوعات و مضامين شعري آن روزگار از مدح و  وصف و زهد و تحقيق و عشق و عرفان گرفته تا اجتماعيات و اخلاقيات و حماسه و رثا و حتي هجو و هزل ـ را در كليات سعدي مي­بينيم؛ در يك كلام هر كسي با هر سن و ذوق و سليقه­اي از سير در اين گل گشت پر صفاي هنر و انديشه­ فارسي، سيراب و دست پر و خشنود باز مي گردد.

امير خسرو،طوطي زبان آور هند:

امير خسرو دهلوي در سال 651 هـ.ق درشهر دهلي ديده به جهان گشود. در كودكي پدرش را از دست داد و در دوره­ جواني به خدمتنظام­الدين اوليا، عارف پرآوازه­ دهلي پيوست و به سير و سلوك عرفاني پرداخت. او درسال 683 اسير گشت و دو سال در بلخ زنداني بود. پس از آزادي به هند آمد و در آنجا بهمدح جلال­الدين خلجي ـ حاكم دهلي ـ پرداخت و به «امير خسرو» معروف گشت، سرانجام اوبه سال 725 هـ.ق در گذشت و در كنار آرامگاه، شيخ نظام­الدين اوليا به خاك سپرده شد.

آثار و اشعار:امير خسرو تنها شاعر نبود، نويسنده و مورخ هم بود. او در نثر مهارتي تمامداشت و اين چيرگي را در كتاب منثور، اعجاز خسروي، به خوبي نشان داده است. او بهزبان هندي و فارسي و عربي شعر مي­گفت، آثار منظوم وي به فارسي به شرح زير است:

1-ديوان:شامل پنج بخش مجزاست و هر بخش آن به اشعار دوره­اي از حيات شاعري وي تعلق دارد.

2-خمسه:به تقليد از پنج گنج نظامي سرودهشده و شامل پنج كتاب زير است:

الف) مطلع الانوار، بر وزن و شيوه­ مخزنالاسرار.

-ب )شيرين و خسرو، بر شيوه­ خسرو و شيرين.

-پ) مجنون و ليلي، در برابر ليليو مجنون.

-ت)آيينه اسكندري، به جاي اسكندر نامه.

-ث)هشت بهشت، به تقليد از هفت پيكر.

3-مثنوي خصرخانو دَوَلراني:موضوع آن، ماجراي عشقهاي خضرخان، پسر علاء­الدين بادَوَلراني ودختر امير گجر است.

فكر و شعر امير خسرو: 

او در شاعري به شيوه­ پيشينيان بسيار نظر داشت و در مقدمه­ ديوانش اعتراف كرده كه در  شعر استاد و صاحب ابتكار نيست اما بيانش نيرومند و طبيعي و استادانه است و همين امتياز كافي است كه او را از بزرگترين و تواناترين شاعران شبه قاره بدانيم.

خودآزمايي درس هيجدهم:

1) چرا سعدي رافرمانرواي ملك سخن مي­دانيم؟

پ: به اعتبار استادي مسلم او در شعر ونثر و خلق آثاري شگرف مانند گلستان و بوستان اين شاعر و نويسنده را فرمانرواي ملكسخن مي­دانيم.

2) در مورد تخلص سعديچه مي­دانيد؟

پ: بنا بر قول مشهور بايد از نامسعدبن ابي بكر، اتابك سلغُري، زمان خود گرفته باشد يا به علت انتساب اجدادش بهقبيله­ بني سعد. از قبايل مشهور عصر پيامبر، اين نام در واقع نام خانوادگي او بودهاست.

3) امير خسرو دهلويبيشتر از كدام شاعر متأثر است؟

پ: نظامي

4) آثار اميرخسرو دهلوي را معرفي كنيد. درباره ابتكار يا اقتباس و تقليد وي بحث كنيد:پ:آثار او شامل: 1- ديوان 2- خمسه كه شامل پنج كتاب: مطلع الانوار، شيرين و خسرو،مجنون و ليلي، آيينه­ اسكندري، هشت بهشت است 3- مثنوي خضرخان و دَوَلراني. عموماً‌او شاعر مبتكري نيست و در شعر به شيوه­ پيشينيان نظر داشت و در خمسه از نظامي تقليدكرده و ميزان ابتكار او در داستانها از حد همان نامهايي كه براي كتابهايش برگزيده،فراتر نمي­رود.

 درس نوزدهم

از سرچشمه­هاي هنر و انديشه­ يونان

تمدن امروز جهان در يونان آغاز شد. يونانيان اصول و مباني فرهنگ خود را از مصر، كلده، آشور، بابل و ايران وام گرفته بودند؛ اما در اندك مدتي، چنان عظمتي به آن بخشيدند كه هنوز بعد از گذشت چند هزار سال، جهان امروز از آن بهره مي­گيرند. هنوز نظريات ارسطو درباره­ هنر و ادبيات همچنان نو و قابل استفاده است و هومر بزرگترين حماسه سراي جهان است و آرشيلو سوفوكل و اوريپيد در نمايش نامه نويسي بي­مانند هستند. تمامي علوم مختلف نخست در اين سرزمين مورد پژوهش و بررسي قرار گرفته است. كتاب بوطيقا (فن شعر) اثر جاودانه­ي ارسطو، اطلاعات ارزشمندي درباره­ شعر و نمايش نامه­هاي منظوم يونان به ما مي رساند.

قديمترين آثاري كه از يونان باستان برجاي مانده دو اثر حماسي منظوم به نام­هاي ايلياد و اوديسه است كه تصنيف آنها را به هومر نسبت داده­اند. مهمترين واقعه­اي كه در ايلياد به نظم كشيده شده است  جنگ يونان با تِرُواست.

 خودآزمايي درس نوزدهم

1) كتاب مشهور ارسطو درباره شعر چه نام دارد؟

پ: بوطيقا

 2) قديمي ترين آثار ادبي مشهوري كه از يونان باستان برجاي مانه است، چه نام دارد؟

پ: ايلياد و اوديسه

 3) آشيل، سوفوكل و اوريپيد در چه شاخه­اي از هنر مشهور بودند؟

پ: درنمايش نامه نويسي

 4)سرآينده دو حماسه ايلياد و اوديسه كيست و در چه زماني مي­زيسته است؟

پ: هومر سرآينده­ آنهاست و در ده قرن پيش از ميللاد مسيح مي­زيسته است.

  درس بيستم

ادبيات اروپا و مكتبهاي ادبي

مكتبهاي مختلف ادبي در غرب، از قرن پانزدهم به بعد ظهور كرده­اند و از اين قرن، نهضتي نو در ادبيات غرب آغاز شد. اين نهضت را از لحاظ ماهيت و مشخصات به دو دوره مي­توان تقسيم كرد:

1- اورمانيسم: كه سه چهارم قرن پانزدهم را فرا مي گيرد.

2-رنسانس: كه در ربع آخر قرن چهاردهم شروع شد و تا سال 1959 م. ادامه داشت.

اومانيسم (انسان گرايي يا فرهنگ دوستي)، جامعه­ خردگرايانه را بنياد نهاد و مهد اين حركت تازه ايتاليا بود. رنسانس (احيا، تجديد) در حقيقت، نوعي بازگشت به دوران ادب و هنر گذشته است. شهر فلورانس، مهد رنسانس ايتاليا قلمداد مي­شود و با داشتن بزرگان و نوابغي چون پترارك، ميكل آنژ، لئوناردو داوينچي، رافائل و ديگران مي­توان آن را روح رنسانس ناميد. مهمترين رخداد جهان يعني انقلاب صنعتي، دستاورد انديشه­ فلورانسيها و سپس اومانيستهاي عصر رنسانس است.

 دانته (دورانت) آليگيري:

دانته، بزرگترين شاعر ايتاليا در عصر اومانيسم و زمينه­ساز رنسانس است. اثر مشهور او كمدي الهي، نام دارد اين منظومه­ عظيم، تمثيلي است از سفر روح انسان به سه جايگاه آخرت يعني دورخ، برزخ (اعراف) و بهشت و يك نوع حماسه­ ادبي ديني است كه كاملاً‌ آفريده­ ذهن و تصور دانته است و آنچه به اين اثر ارزش ادبي مي­بخشد تخيل شگفت انگيز نويسنده در تصوير عالم آخرت است. بوكاچير (قصه پرداز ايتاليايي)، پترارك (شاعر ايتاليايي) جان ميلتون (شاعر مشهور انگليسي) از افرادي هستند كه بيشترين تأثير را از وي پذيرفته­اند.

  خودآزمايي درس بيستم

1) رنسانس چه بود، از چه زماني آغاز شد و تا كي ادامه داشت؟

پ: رنسانس نوعي بازگشت به دوران ادب و هنر گذشته است كه از ايتاليا آغاز شد اما كم كم سراسر اروپا را در خود شناور كرد. از آخر قرن چهاردهم شروع شد و تا نيمه­ قرن بيستم ميلادي (1959) ادامه داشت.

 2) كدام شهر ايتاليا را مهد و روح رنسانس دانسته­اند؟

پ: فلورانس

 3) كمدي الهي دانته، را با كدام اثر عربي، شاعر و فيلسوف عرب مي­توان مقايسه كرد؟ پ: با كتاب الغفران (آمرزش)

 4)دكامرون چيست؟

پ: اثر بوكاچيو، قصه پرداز ايتاليايي است كه شامل مجموعه­اي از داستانهاي كوتاه است كه بوكاچيو در آنـها از جامعه­ روزگار خود انتقاد مي­كند.

 5)مهمترين رخداد جهان كه دستاورد آزاد انديشي فلورانسيها و سپس اومانيستهاي عصر رنسانس است، چيست؟ 

پ: انقلاب صنعتي.

+ نوشته شده توسط گلچین در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 1:44 قبل از ظهر |

درس بيست و يكم

كلاسيك سيستم

اين مكتب در آغاز قرن هفدهم ميلادي آغاز گرديد و تعريف چندان روشن و دقيقي ندارد، اما مي­توان اين مكتب را مكتب سنت گرايي در ادبيات و هنر به ويژه تقليد از نويسندگان باستان دانست. استاد بزرگ اين مكتب در فرانسه بوالو بود.

اصول و قواعد عمده مكتب كلاسيك سيستم عبارتند از:

تقليد از طبيعت

اين اصل به طور دقيق، كه چه معنايي دارد توضيح داده نشده اما بوالو، اديب و منتقد فرانسوي، گفته است: «حتي يك لحظه از طبيعت غافل نشويد.» شايد مقصود او اين بوده است كه بايد همانند قدما، طبيعت را محور كار هنري خود قرار داد.

ارسطو، هنر را تقليد از طبيعت مي­داند و معتقد است كه تفاوت هنرها در نوع تقليد است بنا بر اعتقاد كلاسيك اين است كه همه چيز گفته شده است.

 اصل عقل

نظر بوالو، «در اين اصل مي­گويد:« عقل و منطق را دوست بداريد و پيوسته بزرگترين زينت و ارزش اثر خود را از آن كسب كنيد.» به گمان كلاسيكها پيروي از عقل اين است كه اثر هنري از عقلي كه هنرمندان باستان در آثار هنري خود بر آن تأكيد كرده­اند پيروي كند.

 نزاكت ادبي

از نظر اين مكتب، اثر ادبي بايد از لحاظ اخلاقي و تاريخي آن چه را كه با عرف و عادت عمومي موافق باشد، مطرح كند.

 

آموزندگي و خوشايندي

كلاسيكها بر اين باورند كه اثر هنري بايد خوشايند و آموزنده باشد و مخاطب نكته­اي از آن فراگيرد و نيز دچار انبساط خاطر شود، از اين رو آثار آنها بسيار اخلاقي و پند آموز است. كلاسيک سيستم فرانسه، نقطه­ اوج كلاسيک سيستم اروپاست؛ به خصوص در زمان لويي چهاردهم از مشهورترين هنرمندان كلاسيك در انگلستان ميلتون (شاعر بزرگ)، در آلمان اوپيتز (شاعر معروف)، در ايتاليا لسينگ (نويسنده و نقاد تئاتر)، گلدوني (نويسنده­ كمدي تئاتر و آلفيوي (گوينده­ تراژدي) را مي­توان نام برد.

آثار كلاسيكها: براي مطالعه آثار كلاسيكها مي­توانيد به صفحات 192، 193،194.195 كتاب مراجعه كنيد.

 خودآزمايي درس بيست و يكم

1) كلاسيک سيستم را تا حد امكان تعريف كنيد؟

پ: كلاسي سيستم مكتب گرايي در ادبيات و هنر به ويژه تقليد از نويسندگان باستان است و هنر اصلي شاعر و نويسنده اين است كه از اصول و قواعد پيشينيان پيروي كند تا اثر او بتواند صفت زيبا به خود بگيرد.

 

2) مكتب كلاسيک سيستم از چه قرني در اروپا آغاز گرديد؟

الف قرن پانزدهم  

ب ـ نيمه دوم قرن شانزدهم  

ج قرن هفدهم 

3) عبارت يك لحظه از طبيعت غافل نشويد گفته­ كيست و به كدام اصل اساسي مكتب كلاسيک سيستم اشاره دارد؟

پ: گفته نيكولا بوالو، اديب و منتقد فرانسوي است و به اصل «تقليد از طبيعت» ‌اشاره دارد.

 

4) نقادان، كدام پادشاه فرانسه را بزرگترين هنرپرور جهان دانسته­اند؟ چرا؟

پ: لويي چهاردهم  چون اين پادشاه يك هدف داشت و آن عظمت فرانسو و عزت شاه بود و با ساختن كاخ و  باغهاي شگفت انگيز و گردآوردن اثاثيه­ كاخها باعث شد كه فرانسه تجربه­ تازه­اي را در خلق زيبايي در مقياس بسيار گسترده به دست آورد، به همين علت او را بزرگترين هنر پرور تاريخ دانسته­اند. 

5) شاعر بزرگ اروپا كه چهار تراژدي معروفش به نوعي در رابطه با ايران است، چه نام دارد؟ آثارش را نام ببريد:

پ: راسين

پ: قسمت دوم:

1- تراژدي استر 

2- اسكندر كبير

3- مهرداد

4- بايزيد.

 6) چند تن از هنرمندان كلاسيك اروپا با اثر مشهور آنان نام ببريد؟

پ:بوالو   :اثرمشهور او كتاب «فن شعر» است.

مولير       : اثرمشهور او «نمايش نامه خسيس» است كه به بيشتر زبانهاي دنيا ترجمه شدهاست.             

راسين     : اثرمشهور او چهار تراژدي است كه به نوعي با ايرانيان در ارتباطند.                   

تراژديهاي: استر. اسكندر كبير، مهرداد و بايزيد است.

درس بيست و دوم

 عصر روشنگري و رومانتيسيسم

جنبش رمانتيسيسم، با انديشه­هاي ژان ژاك روسو و ولتر در ربع سوم قرن هجدهم با انديشه­ روشنگري آغاز گرديد و با انتشار ترانه­هاي غنايي، اثر كالريج و ويليام ورازورت در انگلستان، جنبش رمانتيك، به معناي واقعي آن، خود را به جهان معرفي كرد.

برخي تعريفها درباره­ رمانتيسيسم عبارتند از:

- هنر كلاسيك، محدود و متناهي را تصوير مي­كند اما هنر رمانتيك نامحدود ولايتناهي را نيز در نظر دارد و از آن خبر مي­دهد.

- رمانتيسيسم در هر زماني، هنر روز است و كلاسيسيسم ، هنر روز قبل. 

- كوشش براي فرار از واقعيت.

- شيوه­ افسانه­اي و جادويي نوشتن.

مهمترين تفاوت كلاسيسيسم و رمانتيسيسم:             اين است كه كلاسيكها ايده­آل هستند، يعني درهنر فقط خوبي و زيبايي را مي­خواستند. در حالي كه رمانتيكهامي­كوشند علاوه بر زيباييها، زشتي­ها و بديها را هم نشاندهند.

 مهمترين اصول رمانتيسيسم عبارتند از:

1- آزادي: بدين معني كه هنرمند هر بخشاز زندگي را كه خواست مي­تواند آزادانه به تصوير بكشد.

2- شخصيت: هنرمند رمانتيك مي­تواند منوجودي خود را در هنر مستقر سازد.

3- هيجان و احساسات: رمانتيك مكتب دلاست و بدون قيد و بند سخن مي­گويد.

4- كشف و شهود: رمانتيكها با نوعيحالت عارفانه به زندگي مي­نگرند.

برخي از مشهور ترين هنرمندان رمانتيك عبارتنداز: ويلياموردزورث، كالريج، لرد بايرن، شلي، ويليام بليك، آلكساندر پوشكين، لرمانتوف، شاندرهپتوفي كه شاعرهستند.

والتر اسكات، گوستاو فلوبر      :           كه رماننويس بودند. 

ويكتورهوگو، گوته  :           كه شاعر و نويسنده بودند.

براي مطالعه آثار رمانتيكها مي­توان به صفحات 200 و 201كتاب مراجعه نمود.

خودآزمايي درس بيست و دوم

1) جنبش رومانتيسيسم باانديشه­هاي كدام متفكران عصر روشنگري آغاز مي­شود؟

پ: با ژان ژاك روسو و ولتر آغازمي­شود.

2) تأليف دايرة المعارفچه اثري در جامعه داشت؟

پ: در ايجاد فضاي روشنگري و آگاهيمردم، نقش مهمي بازي كرد.

3) ويكتور هوگو، هنرمند بزرگ،رمانتيسيسم را چگونه مكتبي اعلام كرد؟

پ: مكتب آزاديهنر.

4) كدام هنرمندان رابنيان گذاران مكتب رمانتيك در آلمان مي­دانند؟

پ: ويلهلم شلگل و برادرش فردريك شلگل

5) كدام شاعر ونويسنده­ بزرگ آلماني شيفته­ حافظ شيرازي بود؟

پ: گوته (يوهان ولفگانگ فن 1832-1749)

درس بيست و سوم

واقع گرايي (رئاليسم)

رئاليسم مكتبي عيني و غير شخصي است و قهرمانان رمانهاي رئاليستي نه افرادي غير عادي بلكه از مردم عادي هستند. ادبيات رئاليسي (واقع گرايانه) موضوع كار خود را در جامعه معاصر و ساخت و مسائل آن مي­يافت و از سال 1830 به بعد پا به عرصه ظهور گذاشت.

 عوامل ظهور اين مكتب

1- شمار زيادي از نويسندگان و هنرمندان نه چندان مشهور، كه خود پرستي رمانتيكها را مسخره مي­كردند.

2- وجود كاروكاتوريستها و نقاشان مكتب باربيزون كه در برابر واقعيت گريزي رمانتيكها واكنش نشان مي­دادند و خواهان مشاهده­ مستقيم طبيعت بودند.

 از سال 1850 به بعد، واقع گرايي دو شاخه مي­شود:

1- واقع گرايي هنري كه مكتب هنر براي هنر، مدافع آن است.

2- واقع گرايي علمي يا طبيعت گرايي كه اميل زولا (رمان نويس فرانسوي) از آن دفاع مي­كند.

  رئاليسم به انواع زير تقسيم مي­شود:

1- رئاليسم ابتدايي: در حقيقت رئاليسم ابتدايي خود را متعهد به باز آفريني دقيق و كامل و صادقانه­ي محيط اجتماعي و جهان معاصر مي­بيند و آن را بسيار ساده و همه فهم بيان مي كند. نمونه خوب اين نوع، داستان كوتاه « شنل »‌ نوشته­ « گوگول» است.

2- واقع گرايي سوسياليستي: از سال 1921 در شوروي آغاز و به شرح داستانهاي انقلاب و مبارزه­ مردم اختصاص يافت و بنيان اين مكتب بر «‌تأكيد بر روي كار»‌ بنا شده است. از اين رو هنرمند بايد مردم را به كار تشويق كند. از نمونه­هاي خوب اين نوع رئاليسم: "سيمان" اثر «گلادكوف»، "ولگا به خزر مي­ريزد" اثر « پيلناك » مي­باشد.

3- واقع گرايي انتقادي: در اين نوع از واقع­گرايي، معمولاً  قهرمانان داستان از محيط خويش جلوترند و براي رسيدن به اجتماعي تازه تلاش مي­كنند. بنيان گذاران اين مكتب ماكسيم گوركي است و نويسندگاني چون ويليام فاكز و ارنست همينگوي در اين مكتب جاي مي­گيرند.

4- واقع گرايي جادويي: بنيان­گذار اين مكتب گابريل كارسيا ماركز نويسنده رمان «صد سال تنهايي» است. ماركز در آثارش از تخيل، اسطور ، جادو و عجايب استفاده مي­كند. اما نوشته­هاي او به شدت تعهد آميز و واقع گرايانه است. در اين داستانها همه چيز عادي است اما يك عنصر غير طبيعي در آنها وجود دارد، مانند داستان: زيباترين غريق جهان، اثر ماركز.

خودآزمايي درس بيست وسوم

1) رئاليسم (واقع گرايي) به عنوان شيوه­اي خلاق در كدام مرحله از حيات بشر ظهور كرد؟

پ: در مرحله­اي معين، از تكامل فكري بشر، ظهور كرد. يعني زماني كه انسانها به شناخت ماهيت و جهت تكامل اجتماعي نياز مبرمي داشتند و آن هنگامي بود كه مردم سرچشمه­ اعمال و افكار انسانها را علتهاي مادي مي­دانستند و معتقد بودند بايد عملكرد نظام روابط اجتماعي مشخص و معين گردد.

2) پيام مهم رئاليسم سوسياليستي چه بود؟‌

پ: پيامش اين است كه كار، عنصري خلاق، و باعث شكوفايي انسان و جامعه مي­گردد از اين رو وظيفه­ هنرمند، تشويق مردم به كار است.

 3) رئاليسم جادويي چيست و مبتكر آن كيست؟

پ: در داستانهاي به اين سبك، در كنار عناصر عادي يك عنصر غير طبيعي و جادويي وجود دارد. مبتكر آن «‌گابريل گارسيا ماركز» نويسنده­ معاصر آمريكاي لاتين است.

 4) شاعران مكتب «پارناس»‌ پيرو كدام شيوه­ واقع گرايي­اند؟

پ: واقع­گرايي هنري (مكتب هنر براي هنر)

 

5) دو تا از نويسندگان روسي كه در رئاليسم ابتدايي قرار مي­گيرند را نام ببريد؟

پ: - لئون تولستوي، آفريننده­ي رمان جنگ و صلح

- داستايوسكي، نويسنده­ جنايت و مكافات و برادران كارامازوف

درس بيست و چهارم

 دو نمونه از آثار رئاليستها

براي مطالعه­ اين آثار مي­توانيد به داستانهاي «دسته گل آبي» نوشته اوكتاريوباز و «فرياد» نوشته­ فريت ادگو كه قسمتي از آنها در صفحات 207 ،208 ،209 ،210 ،211 ،212، 213 كتاب آمده است مراجعه كنيد.

درس بيست و پنجم

طبيعت گرايي  ( ناتوراليسم)

 طبيعت گرايي در قديم به معنايي به كار مي­رفت كه ماده­گرايي و لذت جويي و هرگونه دين گريزي را در برمي گرفت.

به بيان كلي ناتوراليسم فلسفه اي است كه ذهن را وابسته به طبيعت مادي مي­دانند نه مقدم بر آن

در ادبيات و هنر گرايشي است كه از واقع گرايي (رئاليسم) سرچشمه مي­گيرد. اما با آن متفاوت است.

در نقاشي نقاش طبيعت­گرا نقاشي بود كه مي­كوشيد تا شكلهاي موجود در طبيعت را به طور دقيق تقليد و نقاشي كند.

مهمترين عناصر آثار ناتوراليسم

از نظر موضوع: ناتوراليسم چه در رمان و چه در نمايش نامه، همواره تصويرگر طبقات زحمتكش است: به همين سبب آن را شعر تهي دستان گفته­اند.

1. افشاي بي­عدالتيهاي پنهان

2. توصيف مفصل فضاي صحنه­ها.

3. نويسنده بايد مشاهده و تجربه را در آثار خود به كار ببرد.

4. براي تحليل ابتذال حاكم بر جوامع، همه­ واقيع­ها را بر ملا مي­كردند.

برخي از نويسندگان معروف ناتوراليست عبارتند از: گرهارت يوهان­ها و پتيان هنر يك ايبسين، جان اشتاين بك.

 

 

خودآزمايي درس بيست و پنجم

1) ناتوراليسم بيشتر نام كدام نويسنده­ مشهور را تداعي مي­كند؟ چرا؟

پ: اميل زولا، چون تقريباً جوهره­ « طبيعت گرايي»‌ در داستانهاي او كاملاً‌ مشهود است.

 

2) رابطه­ انقلاب صنعتي اروپا را با آثار ناتوراليستي چگونه ارزيابي مي­كنيد؟

پ: انقلاب صنعتي با آثار مثبت و منفي آن در آثار طبيعت گرايان (ناتوراليسم) نقش اساسي دارد و مضمون بسياري از رمانها: تلاش براي كسب ثروت و قدرت از طريق توسعه­ كار، نشان دهنده­ رفاه روز افزون قشر برخوردار از مزاياي صنعت و ثروت از يك سو و مبارزه­ تهي­دستان و كارگران از سوي ديگر است؛ بنابراين آنها با هم پيوند مستقيم دارند.

 

3) نخستين نمونه ­رمان نائوراليستي، چه نام دارد و اثر كيست؟

پ: ترز راكن اثر اميل زولاست.

 

4) زبان آثار ناتوراليستي، چگونه زباني است؟

پ: زبان محاوره است آنها همان جملات را به كار مي­برند كه افراد استعمال مي­كنند.

 

5) درباره لقب «شعر تهي دستان»‌ چه مي­دانيد؟

پ: به لحاظ موضوع ناتوراليستها در رمان و نمايش نامه كه همواره تصويرگر طبقات زحمتـكش جامعه است، آن را «شعر تهي دستان» ‌گفته­اند.

6) چرا بايد ناتوراليست ها را طلايه داران ادبيات متعهد قرن بيستم دانست؟

پ: چون با افشاي رياكاري و بيدادگريهاي پنهان و آشكار اجتماعي، مي­كوشيدند ميان هنر و زندگي پلي بزنند.

 

نكته: براي نمونه از اثر ناتوراليستي مي­توانيد به داستان «گردن بند»‌ نوشته­، هانري رنه آلبرگي دوموياسمان در صفحات 219 ،221 ،223 ،224 ،225 ،226 ،227 ،228 كتاب مراجعه كنيد.

درس بيست و ششم

نماد گرايي (سمبوليسم)

بنيان گذار اين مكتب شارل بودلر (1868-1821) بود كه به دنبال طبيعت گراييهاي افراطي موپاسان و فلوبر و شاعران مكتب هنر براي هنر، به وجود آمد. بودلر زبان نمادين را اساس كار خود قرار داد.

تعريف سمبوليسم: سمبوليسم هنر بيان افكار و عواطف نه از راه شرح مستقيم، نه بوسيله تشبيه آشكار آن افكار و عواطف به تصويرهاي عيني ملموس، بلكه از طريق اشاره به چگونگي آنها، استفاده نمادهايي بدون توضيح براي ايجاد آن عواطف و افكار كه در ذهن خواننده است. در ادبيات فارسي، در حوزه­ ادبيات عرفاني به شيوه­ نمادگرايي عمل كرده است.

 

 

برخي اصول سمبوليسم

1. حالت اندوه بار و ماتم زاي طبيعت و مناظر و حوادثي كه مايه­ يأس و عذاب نگراني و ترس انسان مي­شوند.

2. دور شدن از واقعيتهاي عيني و نزديكي به واقعيتهاي ذهني

3. نظر سمبوليستها درباره­ طبيعت، عبارت از زندگي روحي خود آنهاست.

نكته: «بودلر» و ‌«رمبو» ‌از نخستين كسانند كه به شعر آزاد روي آوردند و شكل شعر منثور را به كار گرفتند.

 

 

برخي از بزرگان مكتب سمبوليسم

شارل پيربودلر: شاعر، منتقد و مترجم فرانسوي اثر مشهور او گلهاي بدي.
ژان آرتور رمبو: شاعر فرانسوي دفترهاي مشهور شعر او اشراق، فصلي در دوزخ.
استفان مالارمه: از شاعران سمبوليست فرانسه مهمترين دفتر شعرش بعدازظهر يك فون، نظم و نثر
ازراپوند: شاعر انگليسي و از پيشگامان نهضت تصوير گرايي، مجموعه اشعار او، شخصيتها، ضربات متقابل و اثر حماسي سرودهاست.
ادگارآلن پو: شاعر و نويسنده­ آمريكايي نخستين مجموعه­ اشعار او تيمور لنگ، مشهورترين شعر پو، كلاغ: كه بيانگر اندوه شاعر در مرگ زني زيباست. ازداستانهاي مشهور او ـ جنايت در كوي غسالخانه، نامه­ دزديده شده، سوسك طلايي و سايه، است.

 

 

پيروان سمبوليسم در قرن بيستم

بزرگترين نويسنده­ سمبوليست در قرن بيستم مارسل پروست، نويسنده­ رمان بزرگ «در جست و جوي زمان از دست رفته»‌ است. هدف نويسنده رخنه به فراسوي واقعيت و جست و جوي جهاني آرماني است. دو شاعر نمادگري آلمان: راينرمريادبلكه و استفان گئورك هستند كه از سمبوليستهاي فرانسه تأثير پذيرفتند.

 

 

خود آزمايي درس بيست و ششم 

1) شارل بودلر جهان را چگونه مي­بيند؟

پ: در نظر بودلر، جهان جنگلي است مالامال از علايم و اشارات كه مردم عادي از درك حبقيقت آنها عاجزند و تنها شاعر با قدرت ادراكي كه دارد، به وسيله­ تفسير و تعبير اين علايم مي­تواند آن را احساس كند.

 

2) از نمادگرايي چه تعريفي مي­توان به دست داد؟ 

پ: نمادگرايي آن است كه هنرمند، افكار  و احساسات و عواطف  خود را به صورت اشاره و غير مستقيم ژ، با استفاده از نمادهايي بدون توضيح بيان كند.

 

3) در چه بخشي از ادبيات فارسي، بيشتر مي­توان نمادگرايي را مشاهده كرد؟

پ: ادبيات عرفاني.

 

4) چرا افرادي چون شوپنعماور، را مؤثر بر نمادگرايي مي­دانند؟

پ: افرادي چون شوپنعماور، به خاطر داشتن فلسفه­ بدبيني، به زندگي، نگاه روشن و اميدوار كننده نداشتند و سمبوليستها هم كه جهان را اسرار آميز و مبهم مي­ديدند و به رويا و تخيل گرايش نشان مي دادند طبيعتاً به آثار آنها متمايل مي­شدند.

 

5) در منظومه كلاغ، كلاغ مي­تواند نماد چه عنصري باشد؟

پ: مظهر بدبختي و شومي

نمونه سؤالات تستي تاريخ ادبيات ايران و جهان


1- خط ميخي داراي چند حرف بوده و از كدامسمت نوشته مي­شده است؟

1) 34 حرف، از چپ به راست

2) 32 حرف، از راست به چپ

3) 36 حرف، از چپ به راست

4) 34 حرف، از راست به چپ

           

2- «زبان پهلوي» نامديگر كدام يك از مراحل زبان فارسي است؟

1) فارسي باستان

2)فارسي ميانه

3) فارسي نو

4) فارسي دري

 

3- درباره­ كتاب«الابنيه عن حقايق الادويه»‌ كدام توضيح نادرست است؟

1) موضوع كتاب، پزشكي است

2) نسخه­ موجود اين كتاب به خط اسديتوسي است

3) بي ترديد اولين كتابيبوده كه به خط فارسي امروزي نوشته شده است.
4) كتاب، ابومنصور موفق هروي است

 

4- ابياتزير منسوب به كيست؟

بــه كـه آب روي ريـزيدر كنــار

پنـدگيــر و كـار بنـدوگـوش دار

خون خود را گر بـريـزيبر زميـن

بت پرستيدن به از مردمپرست

1) محمدبن وصيف سگزي

2) ابوحفض سغذي

3) فيروز مشرقي

4) ابوسليك گرگاني

5) كدام گزينه، ازقالبهاي شعري عصر ساماني نيست؟

1) تركيب بند

2) قصيده

3) رباعي